Skip to main content

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — Page 224

Contributors:

P.224
وهمىخواستيم كه نيل بدان درجتم « 1 » بر دست بدترين خلق خداى ، پيش خداى باشد وچون هر دو چشم مرا خلل افتاد ، بارى از اين مسئلت دل برداشتم . سپاس خداى را كه پس از همه نااميدى ، اين سعادت ارزانى داشت وآن درخواست ، به أجابت پيوست . عبيد اللّه در خشم شد وبرافروخت وگفت : سخت ستيزه روى مردى كه تويى ، نه به غلط چشم از تو بازستدند « 2 » كه هر كو كور شود به كورى ارزانى بود وبه قتل أو گفت وأو را بر دار زد . « 3 »
Footnote
( 1 ) . درجه‌ام . ( 2 ) . بازگرفتند . ( 3 ) . اللهوف ص 206 ؛ ارشاد ص 245 .