بنى عقيل نگريست وفرمود :
رأى شما چيست كه مسلم را بكشتند ؟
بنى عقيل گفتند : به خداى بازنگرديم تا خون خويش از ايشان نستانيم ويا از آن شربت كه بدو چشانيدند نچشيم . حسين در ما نگريست وفرمود : پس از اينان در زندگانى نيكويى نباشد .
وما دانستيم كه أو بر آن عزيمت سخت ثابت است وبر أو دعا گفتيم وأو بر ما دعا فرمود . مگر كسى گفت : يا بن رسول اللّه ! تو چون مسلم نيستى واگر مردم كوفه تو را ببينند البتّه جانب تو فرو گذاشت ننمايند . « 1 » وأو از اين سخن پاسخى نفرمود وروان شد . « 2 »
همّام « 3 » بن غالب بدو رسيد وبر أو سلام كرد وگفت : يا بن رسول اللّه ! چگونه به مردم كوفه اعتماد كنى با آنكه پسر عمّ تو مسلم را كشتند ؟ !
امام بگريست وگفت : خداى سبحانه مسلم را بيامرزاد وأو هرآينه جانب روح وريحان وجنّت ورضوان روان گشت ؛ آنچه بر أو بود قضا كرد وآنچه بر ماست هنوز باقيست واين چند بيت را فرو خواند :
فإن تكن الدّنيا تعدّ نفيسة * فدار « 4 » ثواب اللّه أعلى وانبل « 5 »
وإن تكن الأبدان « 6 » للموت أنشئت * فقتل امرئ بالسّيف و « 7 » اللّه أفضل « 8 »
هامش
( 1 ) . دريغ نكنند ، كوتاهى واهمال نكنند .
( 2 ) . وقعة الطف ص 165 ؛ ارشاد ص 222 ؛ مقتل الحسين خوارزمي ج 1 / 228 ؛ بحار الأنوار ج 44 / 373 .
( 3 ) . فرزدق
( 4 ) . اللهوف : فانّ
( 5 ) . اگر دنيا گرانقدر به حساب مىآيد ، پس منزلي كه ثواب وپاداش الهى است بالاتر وشريفتر است .
( 6 ) . الأبدان اصحّ است كه از لهوف اخذ كرديم واللذات در متن اشتباه است .
( 7 ) . اللهوف : في
( 8 ) . واگر چنين است كه بدنها براي مرگ خلق شده است ، پس به خدا سوگند ، كشته شدن انسان با شمشير بهتر است .