2 . اگر گاو ماده آب نمىخورد ، گاو نر را مىزدند
گاوهاى نر و ماده را براى نوشيدن آب ، كنار جوى آب مىبردند ، گاهى مىشد كه گاوهاى نر آب مىنوشيدند ، ولى گاوهاى ماده لب به آب نمىزدند ، آنان تصور مىكردند كه علّت امتناع ، همان وجود ديوها است كه در ميان شاخهاى گاو نر جا گرفتهاند و نمىگذارند گاوهاى ماده آب بنوشند و براى راندن ديوها به سر و صورت گاوهاى نر مىزدند . « 1 »
3 . شتر سالمى را داغ مىزدند تا ديگرى بهبودى پيدا كند
اگر در ميان شتران ، بيمارى پيدا مىشد و يا قرحه و تاولى در لب و دهان آنها ظاهر مىگرديد ؛ براى جلوگيرى از سرايت اين بيمارى ، شتر سالمى را مىآوردند ، لب و بازو و ران او را داغ مىكردند . البته علت اين كار روشن نيست ، گاهى احتمال مىدهند كه جنبهء پيشگيرى داشته و يك نوع معالجه علمى بوده است ، ولى از آن نظر كه از ميان شتران زياد فقط به سر يك شتر چنين بلايى را مىآوردند ، مىتوان گفت كه يك عمل خرافى بوده و علل موهومى داشته است .
4 . شترى را در كنار قبرى حبس مىكردند ، تا صاحب قبر هنگام قيامت پياده محشور نشود
اگر مرد بزرگى فوت مىكرد ، شترى را در كنار قبرش در ميان گودالى حبس مىكردند و آب و علف به آن نمىدادند كه بميرد تا متوفّى روز رستاخيز بر آن سوار شود و پياده محشور نگردد .
5 . شترى را در كنار قبر پى مىكردند
از آنجا كه شخص متوفّى ، در دوران زندگى براى عزيزان و مهمانان خود ، شتر نحر
هامش
( 1 ) . شاعر عرب زبان در اين باره كه گاو نر به جرم آب نخوردن گاو ماده زده مىشد ، چنين مىگويد :فإنّي إذا كالثور يضرب جنبه * إذا لم يعف شربا و عافت صواحبه