اين بيان مىرساند كه چگونه صفحه جزيرة العرب ، از خانه تا بيابان و از خانهء خلق تا خانهء خالق ، انباشته و آكنده از آلهه و اصنام بود . « 1 »
بر اثر پرستش اين معبودهاى پوشالى گوناگون ، تضادها و تعارضها و جنگها و اختلافها و كشت و كشتارها و بالاخره بدبختىها و خسارتهاى مادى و معنوى فراوانى ، دامنگير اين صحرانشينان وحشى بود .
امير مؤمنان على عليه السّلام در يكى از خطبههاى خود ، درباره اعراب پيش از اسلام مىفرمايد :
خدا محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را ، به رسالت مبعوث ساخت تا جهانيان را بيم دهد و او را امين دستورهاى آسمانى خود قرار داد . در آن حال ، شما اى گروه عرب بدترين دينها را داشتيد و در بدترين سرزمينها زندگى مىنموديد و در بين سنگهاى خشن و مارهاى گزنده مىخوابيديد ، از آب تيره مىنوشيديد و غذاى ناگوار مىخورديد ، خون يكديگر را مىريختيد و پيوندهاى خويشاوندى را قطع مىكرديد ، بتها در ميان شما برپا بود و گناهان ، سراسر وجود شما را فرا گرفته بود . « 2 »
طرز تفكر اعراب دربارهء انسان پس از مرگ
آنان اين مشكل فلسفى را چنين تشريح مىكردند : روان انسان پس از مرگ به صورت پرندهاى ، شبيه « بوم » به نام « هامه و صدى » از كالبد بيرون مىآيد و پيوسته در كنار جسد بىروح انسان شيون مىكند و نالههاى جان خراش و وحشتزا سر مىدهد .
آنگاه كه كسان مرده ، وى را به خاك سپردند ؛ روح او - به صورتى كه گفته شد - به آرامگاه وى وارد مىشود و تا ابد در آنجا قرار مىگيرد ، و گاهى براى اخذ اطلاعات از اوضاع فرزندان ، بر بام خانه فرزندان مىنشيند .
هامش
( 1 ) . به قول شاعر :معابد جمله ويرانه ، حريم كعبه بتخانه * ز خالق ، خلق بيگانه ، چه در ضرّا چه در سرّا( 2 ) . نهج البلاغه ، خ 26 .