تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
بر دوش تو مىگذارم . وى در پاسخ عبد المطلب گفت : پدر جان ، محمد هيچ احتياجى به سفارش ندارد ، زيرا او فرزند من است و فرزند برادرم . « 1 » شايد لحظه‌اى كه عرق مرگ بر جبين ابو طالب نقش بسته بود ، پيامبر گرامى به ياد حوادث تلخ و شيرين گذشته افتاده و با خود چنين مىگفت : 1 . اين شخصى كه در بستر مرگ افتاده ، همان عموى مهربانى است كه در دوران محاصره در شعب ، شب‌ها مرا از خوابگاهم بلند مىكرد و دستم را مىگرفت و در نقطهء ديگرى وسايل استراحتم را فراهم مىكرد و فرزند دل بندش على را در رخت‌خواب من مىخوابانيد و نظرش اين بود كه هرگاه قريش به طور ناگهانى بريزند و بخواهند مرا در حالت خواب قطعه‌قطعه كنند ، تيرشان به هدف اصابت نكند و فرزند وى ( على ) فداى بقا و زندگى من گردد . حتى شبى كه فرزندش على به او گفت : بابا جان سرانجام من شبى در همين بستر كشته خواهم شد ، او را با لحن شديدى پاسخ داد : فرزندم ، بردبارى از نشانه‌هاى خردمندى است ؛ هر زنده‌اى به سوى مرگ خواهد رفت . من بردبارى تو را آزموده‌ام ، بلاها سخت دشوار است . تو را فداى زنده ماندن نجيب ، فرزند نجيب ( محمد بن عبد اللّه ) نموده‌ام . « 2 » على عليه السّلام ، وى را با سخنانى شيرين‌تر و نغزتر پاسخ داد و مرگ خود را در راه پيامبر را چنين خطاب مىكنيم : السّلام على عمّك عمران أبي طالب برخى تصور كرده‌اند كه ابو طالب نام اوست نه كنيه او .
هامش
( 1 ) . يا ابت لا توصينّ بمحمّد ؛ فإنّه ابنى و ابن أخي . ( 2 ) .اصبرنّ يا بنيّ فالصبر أحجى * كلّ حىّ مصيره لشعوبقد بلوناك و البلاء شديد * لفداء النجيب و ابن النجيبامير مؤمنان در پاسخ پدر چنين گفت :أ تأمرني بالصبر في نصر أحمد * و و اللّه ما قلت الذي قلت جارعاو لكن أحببت أن ترى نصرتي * و تعلم أنّي لم ازل لك طائعامناقب ابن شهر آشوب ، ج 1 ، ص 27 و الحجة ، ص 70 .
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 350 | الشيخ جعفر السبحاني