مقدمه چاپ دوم
انسان هميشه سعى دارد به هر مسألهاى ، از دريچهء « حس » بنگرد ، زيرا مطمئنترين علوم او را همين « معلومات حسى » تشكيل مىدهد و به همين جهت ، در ميان مسائل مختلف ، آنهايى كه دلايل حسى بيشترى دارند ، سهم زيادترى از اطمينان انسانى را به خود جلب مىكنند .
از همينرو ، امروز هزاران آزمايشگاه در سراسر جهان ، براى تحقيق دربارهء مسائل گوناگون علوم ، با هزينههاى سنگينى تأسيس شده و دانشمندان با كنجكاوى خاصّى در اين آزمايشگاهها ، مشغول بررسى مسائل مختلفاند .
ولى آيا مىتوانيم مسائل اجتماعى را هم آزمايش كرد و روى تجربيات گوناگون دربارهء آنها قضاوت نمود ؟ مثلا : آيا مىتوانيم نتيجهاى را كه از اختلاف و پراكندگى ، دامنگير يك ملت مىشود ، بيازماييم ؟
آيا مىتوانيم سرانجام كار « استعمارگران » ، و عاقبت « ظلم و بيدادگرى » را با يك آزمايش حسى دريابيم ؟
آيا مىتوانيم نتيجهء « فاصله طبقاتى » و « تبعيضات ناروا » را ، در ميان طبقات مختلف اجتماع ، از طرق تجربى بررسى نمود ؟
در پاسخ اين گونه سؤالها بايد گفت : متأسفانه نه ! زيرا براى مسائل اجتماعى ، با آن همه اهميّتى كه دارند ؛ چنين آزمايشگاهى موجود نيست ، و اگر هم وجود مىداشت ،