[ پ ]
پا منبرى
از اصطلاحات مرثيهخوانى و عزادارى . دهخدا مىنويسد : شاگرد روضهخوان كه پيش از استاد ، به پاى منبر ابياتى در مصائب اهل بيت خواند . روضهخوان كه پاى منبر ايستد و اشعار مصيبت خواند . آنكه . . . در فاصلهء فرود آمدن آخوندى از منبر و بر شدن آخوند ديگر ، پاى منبر ايستاده يا نشسته نوحه و اشعار مرثيه به آواز خواند . « 1 » به جوان يا نوجوانى كه شبكلاهى بر سر نهاده ، در پاى منبر مىنشست و گاهگاهى صدا در صداى واعظ انداخته ، يا سخنان او را زمزمه مىكرد ، « پا منبرى » گفته مىشد . اين افراد غالبا از فرزندان يا خويشان واعظ بودند كه جهت آمادگى فن سخنرانى به مجلس آورده مىشدند . « 2 »
- روضه ، منبر ، تعزيه ، عزادارى
پايين پا
قسمتى از قبر يا حرم كه سمت پاى مدفون قرار دارد ، مكانى در حرم سيد الشهدا « ع » و نيز قسمتى از ضريح مطهّر كه پاى امام حسين « ع » رو به آن طرف است . « 3 » قبر على اكبر پايين پاى امام حسين است و به همين جهت ضريح امام حسين « ع » شش گوشه دارد .
پايين پا ، زيارت مخصوصى دارد . هنگام زيارت ، مستحب است پايين پا ايستادن و زيارت على بن الحسين را خواندن . متن زيارت در كتب دعا موجود است . « 4 »
- قبر شش گوشه
پرچم
علم و بيرقى كه به رنگهاى مختلف ، بويژه رنگ سياه ، نشان گروه و هيئت خاصّى است . پرچم در گذشته اغلب در ميدانهاى جنگ و لشكرها و گروههاى نظامى كاربرد داشته است ، سپس هر جمعيتى به عنوان نشان خاص خود ، علمى مخصوص مىافراشتند .
در عزادارى ابا عبد الله « ع » نقش پرچم سياه ، مهمّ است . در ايّام عزا و عاشورا ، بر سر در
هامش
( 1 ) - لغتنامه ، دهخدا .
( 2 ) - تاريخ تكايا و عزادارى قم ، مهدى عباسى ، ص 17 .
( 3 ) - بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 108 .
( 4 ) - همان ، ج 98 ، ص 185 و 201 .