عظيمهء روضهخوانان و اهل منبر » دانسته كه بعضى از آنها از اين قرار است :
1 - رياكارى و به خاطر دنيا كار كردن
2 - روضهخوانى را وسيلهء كسب خويش ساختن
3 - آخرت خود را به دنيا ، و به دنياى ديگران فروختن
4 - عمل نكردن روضهخوان به گفتههايى كه خود نقل مىكند
5 - دروغ بافتن در منبر و رعايت نكردن صدق احاديث و حكايات . « 1 »
شاگرد وى مرحوم محدّث قمى در منتهى الآمال ، پس از بيانى مبسوط در زشتى دروغ در مجالس عزادارى و منبر و مرثيه و استفاده از غنا در نوحهخوانى و رعايت نكردن دقت در نقلهاى تاريخى ، سخنانى دارد ، تحت عنوان « نصح و تحذير » و اهل منبر را بر حذر مىدارد از مبتلا شدن به : دروغ گفتن و افترا بستن بر خدا و ائمه و علماء ، غنا خواندن ، اطفال امارد را با الحان فسوق پيش از خود به خوانندگى واداشتن ، بىاذن ، بلكه با نهى صريح به خانهء مردم در آمدن و بر منبر رفتن و آزردن حاضرين بر گريه نكردن به كلمات بليغه ، ترويج باطل در وقت دعا ، مدح كسانى كه مستحقّ مدح نيستند ، مغرور كردن مجرمين و متجرّى نمودن فاسقين ، خلط كردن حديثى به حديث ديگر به طور تدليس ، تفسير آيات شريفه به آراء كاسده ، نقل اخبار به معانى باطله ، فتوا دادن با نداشتن اهليّت آن ، متوسّل شدن براى زينت دادن كلام و رونق گرفتن مجلس به سخنان كفره و حكايت مضحكه و اشعار فجره و فسقه در مطالب منكره و تصحيح كردن اشعار دروغ مراثى را بعنوان زبان حال ، ذكر آنچه منافى عصمت و طهارت اهل بيت نبوّت است ، طول دادن سخن به جهت اغراض كثيرهء فاسده و محروم نمودن حاضرين از اوقات فضيلت نماز و امثال اين مفاسد كه لا تعدّ و لا تحصى است . . . و پس از بحثى پيرامون اهل عمل نبودن به گفتهها و توقّعات بىمورد داشتن ، اين شعر حافظ را نقل مىكند كه :
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مىكنند * چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند
مشكلى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس * توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مىكنند
گوئيا باور نمىدارند روز داورى * كاين همه قلب و دغل در كار داور مىكنند « 2 »
- تحريفهاى عاشورا
هامش
( 1 ) - « لؤلؤ و مرجان » ، محدّث نورى .
( 2 ) - منتهى الآمال ، ج 1 ص 341 . در اين زمينهها به كتابهاى « حماسهء حسينى » و « تحريفهاى عاشورا » از شهيد مطهرى مراجعه شود .