غير المستحق و لو دعى للتحمل وجب على الكفاية و لا يشهد على من لا يعرفه الّا بمعرفة عدلين و يجوز له النظر الى وجه امرأة للشهادة .
الثالثة : تقبل الشهادة : على الشهادة في الديون و الأموال و الحقوق
شرح
1 - شاهد با وجود دو شرط ذيل حق ندارد شهادت را كتمان كند و اگر كتمان كند مشمول لعن خدا و رسول است :
الف : با علم و يقين به واقعه .
ب : با اطمينان به اينكه اگر اظهار شهادت كند از سوى طرف دعوا آسيبى و ضررى به او نمىرسد البته ضررى كه وى استحقاق آن را ندارد امّا اگر مستحق آنست اين مانع از شهادت و مجوز كتمان نيست مثلًا طرف دعوا بر گردن شاهد حق مالى يا جانى دارد و اگر شاهد عليه او شهادت دهد او هم اين حق را اعمال نموده و قصاص مىكند كه اين ضرر مستحق است و مجوّز شهادت ندادن نيست .
2 - و اگر كسى را براى تحمّل شهادت دعوت كنند بايد اجابت كند منتهى اگر جمعى باشند واجب كفائى خواهد بود و اگر منحصر به وى شود واجب عينى مىگردد .
3 - جائز نيست بر كسى شهادت دهد مگر او را بشناسد و يا به معرفى دو عادل اعتماد كند .
4 - جائز است براى شهادت دادن به روزى زن نگاه كند براى شناختن او و اين امر از باب ضرورت استثنا شده و در غير آن صورت نظر جائز نيست .
مسأله سوّم : و در آن نيز چند فرع است :
1 - شهادت بر شهادت [ يعنى اينكه دو عادل شهادت دهند به اينكه دو عادل در رابطه با فلان حادثه براى آنها شهادت دادهاند كه شهادت ، اصل و شهادت بر شهادت فرع است ] در رابطه با ديون و اموال و حقوق مردمان پذيرفته مىشود ولى در رابطه با حدود كه حقوق الهى هستند پذيرفته نيست .