تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح قصيده برده ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
دشمنان جان تواند ايشان را مخالفت كن و نصيحت ايشان مشنو .

[ بيت 25 ]

25
و لا تطع منهما خصما و لا حكما * فأنت تعرف كيد الخصم و الحكم
و هيچ فرمان مبر از ايشان دوگانه را در آن حالت كه خصم باشد و حكم ، و حال آنكه تو ميدانى مكر خصم و حكم عدل را . يعنى : فرمان مبر نفس و شيطان را اگر چه ايشان خود را در صورت حكم عدل نمايند ، زيرا كه در معنى خصم تواند و با تو مكر ميكنند . پس هيچ كدام از ايشان را فرمان مبر ، اگر خصم تو باشند و اگر حكم عدل نمايند خود را ، بدرستى كه تو مكر خصم و حكم و با زندگى ايشان را نيك ميدانى .

[ بيت 26 ]

26
استغفر اللّه من قول بلا عمل * لقد نسبت به نسلا لذى عقم
طلب آمرزش ميكنم از خداى از گفتن بىعمل ، بدرستى كه نسبت كرده‌ام به آن قول نسلى را مر نازاينده‌اى را .

[ بيت 27 ]

27
امرتك الخير لكن ما ائتمرت به * و ما استقمت فما قولى لك استقم