9 [ توسّل و طلب شفاعت ]
[ بيت 140 ]
140
خدمته بمديح أستقيل به * ذنوب عمر مضى في الشّعر و الخدم
خدمتكارى كردم من او را بمدحى كه طلب عفو ميكنم به آن گناهان عمرى را كه گذشت در شعر و در خدمت اهل دنيا .
[ بيت 141 ]
141
اذا قلّداني ما تخشى عواقبه * كأنّني بهما هدي من النّعم
چون در گردن من انداختند آنچه ترسيده مىشود از عاقبت آن ، گوييا كه من به آن شعر و خدمت شترىام كه به جهت قربان برند از شتران قلاده در گردن .