رفته است ، و اقتراحها كه از وى كردهاند . و در اين باب حكايت اصحاب الكهف بشرح بيايد . و همچنين حكايت جماعتى از ضعفاى مسلمانان كه در عذاب كفّار گرفتار بودند ، بلال و عمّار بن ياسر و عامر بن فهيره [ 1 ] و غير ايشان ، بيايد .
باب پانزدهم :
در هجرت كردن صحابه نخست [ 2 ] بجانب حبشه ، و در اين باب حكايت اسلام عمر ، رضى اللّه عنه ، بيايد . و حكايت اتّفاقى كه قريش كردهاند تا كسى رها نكنند كه با مسلمانان معاملت و مخالطت كند . و حكايت فرستادن قريش رسولان را به حبشه ، پيش ملك نجاشى تا وى صحابه از پيش خود براند ، و ايشان باز مكّه گسيل كند ، و رد كردن وى رسولان قريش را . و در عقب اين جمله چند حكايت ديگر بيان كرده شود كه هر يكى از ان متضمّن معجزهاى است از معجزههاى پيغمبر ما ، عليه الصّلاة و السّلام ، چون اسلام طفيل بن عمرو الدّوسى [ 3 ] . و بعضى از حكايت أعشى بنى قيس بن ثعلبه كه به قصد اسلام تا در مكّه بيامد و قريش وى را باز گردانيدند ، و قصيدهاى كه در حقّ پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، گفت و مدح پيغمبر ، و حكايت مرد إراشى [ 4 ] كه پيغمبر ، عليه السّلام ، با خود برد و قرض [ 5 ] وى از ابو جهل باز ستد ، و حكايت ركانة بن عبد يزيد [ 6 ] كه با پيغمبر ، عليه السّلام ، كشتى گرفت ، و حكايت جماعتى از نصارى كه از حبش به قصد ديدن پيغمبر ، عليه السّلام ، آمدند و اسلام آوردند ، و حكايت أصحاب صفّه ، رضى اللّه عنهم ، و ذكر
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : فهير .
[ ( 2 - ) ] روا : نخست بار .
[ ( 3 - ) ] در اصل : طفيل عمر بن والد .
[ ( 4 - ) ] در اصل : نجاشى .
[ ( 5 - ) ] روا : اوام .
[ ( 6 - ) ] در اصل : زيد .