بن عمران نوشت ننوشتهام ، من در تورات صد هزار آيه را قرائت كردم ، هيچ آيهاى را نخواندم مگر آنكه تو را در آن نوشته يافتم . و در تورات فضايل تو را تا آنجا خواندم كه به ترديد ( و حيرت ) افتادم ، اى محمّد ! من نام تو را در تورات تا چهل سال محو مىكردم ، باز نامت را در آن نوشته مىديدم ، و در آن خوانده بودم كه اين پرسشها را جز تو كسى پاسخ ندهد ، و اين كه هنگامى كه پاسخ مىدهى جبرئيل در طرف راست و ميكائيل در طرف چپ تو خواهد بود .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
( بله ، اينك ) جبرئيل در طرف راست و ميكائيل در طرف چپ من است .
و صلّى اللّه على محمّد و آله و سلم كثيرا
بخشش على عليه السّلام به اعرابى
[ 43 ] - 43 - خالد بن ربعى گويد : امير المؤمنين براى كارى به مكّه رفت ، باديهنشينى را ديد كه به پرده خانه كعبه چسبيده و مىگويد : اى صاحب خانه ، خانه خانهء توست و مهمان ، مهمان تو . هر مهمانى از جانب ميزبان خود پذيرايى مىشود ، امشب پذيرايى مرا آمرزش گناهانم قرار ده .
امير مؤمنان عليه السّلام به اصحاب خود فرمود : آيا سخن اين باديهنشين را نمىشنويد ؟
عرض كردند : چرا .
فرمود : خدا كريمتر از آن است كه مهمان خود را براند .
گويد : چون شب دوم شد او را ديد كه به ركن چسبيده و مىگويد : اى كه در عزّت خود ( مستقل و ) عزيزى پس كسى در عزتت عزيزتر از تو نيست ، به عزّت عزتمندىات مرا عزّت ده عزتى كه كس نداند چون است ، به تو رو كردم و به تو توسل جستم ، به حقى كه محمّد و آل محمّد بر تو دارند به من ببخش آنچه را كه هيچ كس جز تو ندهد ، و از من برگردان آنچه را جز تو نگرداند .
امير مؤمنان عليه السّلام به اصحاب خود فرمود : به خدا اين همان اسم اعظم - به زبان سريانى -