تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
سليمان ، لوط ، اسماعيل ، موسى ، عيسى ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله ختنه شده زاده شدند . پرسيد : عمر آدم چقدر بود ؟ « 1 » فرمود : نهصد و سى سال . پرسيد : اوّلين كسى كه شعر گفت كه بود ؟ « 2 » فرمود : آدم پرسيد : شعرش چه بود ؟ فرمود : چون از آسمان هبوط كرد و خاك و گستره و آب و هواى زمين ( را آزمود ) و نيز كشتن قابيل هابيل را ديد گفت : اين ديارها و كسانش ( نامطلوب و ) دگرگون است و چهرهء زمين گرفته و زشت است . هر ( خوردنى ) با مزه و رنگينى دگرگون ( و ناخواستنى ) است و شادمانى چهره‌هاى نمكين ( و زيبا ) اندك است . در سرتاسر زندگى خود اندوه مىبينم . آيا من از اين زندگى آسوده مىشوم ؟ چرا در ريختن اشك خود دريغ ورزم ، با اينكه هابيل را گور در خود گرفت . قابيل برادر خود هابيل را كشت ، آه چه دردمند كه فرزند خوش‌رو ( و محبوبم ) از دست رفت . ابليس - كه از رحمت خدا دور باد - در پاسخ آدم گفت : از اين سرزمين‌ها و ساكنانش كناره‌گير كه بوسيله من ( نيز ) گسترهء بهشت خلد بر تو تنگ شد . در آنجا تو و همسرت در آرامش بوديد و دل تو از آزار دنيا آسوده بود . ولى از كيد و مكر من نرهيدى ، تا آنجا كه بهاى سودآور از دستت رفت . اهل آن عطيه‌ها و درهاى پرسود الهى را به تلخ و ترش و بد طعم و شوره‌گز تبديل كردند . اگر رحمت خداى جبران كنندهء ( كاستىها ) نبود ، هر نسيمى دست به كار بازداشتن تو از بهشت‌هاى خلد مىشد . پرسيد : آدم عليه السّلام از فراق بهشت چه مدّت گريست و اشك‌هايى كه از ديده‌ها ريخت
هامش
( 1 ) و سأله كم كان عمر آدم عليه السّلام فقال : ( 2 ) و سأله عن أوّل من قال الشّعر ؟