پرش به محتوای اصلی

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحه 447

پدیدآورندگان:

ص۴۴۷
گفت . بعد پيغمبر اكرم به حكم وحى الهى آگاه شد كه سرّ ميان اين دو نفر بازگو شده است . به او فرمود : چرا رفتى اين را به او گفتى ؟ او تعجب كرد ، گفت : چه كسى به تو گفت كه من به او گفته‌ام ؟ فرمود : خداى آگاه به من خبر داد كه تو اين راز را فاش كرده‌اى . حال در قرآن ضمن اينكه به اصولى در اين قضيه تصريح شده است ، خصوصيات به ابهام گذاشته شده است : پيغمبر چيزى را به موجب سوگند بر خود حرام كرد ، ولى آن چيز چه بود ، بيان نشده . پيغمبر به بعضى از زنهاى خودش رازى را گفت و او افشا كرد و به ديگرى گفت . آن كه راز به او گفته شده بود چه كسى بود كه به ديگرى گفت ؟ ( ولى اجمالًا معلوم است كه رازى بوده است ) و راز چه بود ؟ اين را هم باز قرآن مشخص نكرده است . آنها دو تن بودند كه قرآن به شدت به آنها حمله مىكند ، يعنى نشان مىدهد آنها در وضعى بودند كه عليه پيغمبر توطئه مىكردند ، تظاهر مىكردند ( تظاهر از ماده ظَهر است ؛ يعنى پشت به پشت يكديگر داده عليه پيغمبر اقدام مىكردند ) . قرآن مىگويد : شما يا بايد از اين راهتان برگرديد و توبه كنيد ، كه بايد هم توبه كنيد كه دلهاى شما منحرف شده است ، و اگر نكنيد خدا با قدرت الهى ، جبرئيل به قدرت وحى ( حتى قدرت اصلى و قدرتهاى وسط را هم ذكر مىكند ) ، صالح‌ترين فرد مؤمنين و تمام فرشتگان به حمايت او هستند . قرآن آنچنان موضوع را مهم گرفته است كه معلوم مىشود وضع خيلى خطرناك بوده است . در عين اينكه تصريح مىكند كه اينها دو نفر بوده‌اند ، ولى نمىگويد آن دو زن كدام دو زن بوده‌اند . آنگاه مىگويد : آن زن فاش كرد و بعد پيغمبر به او اطلاع داد كه تو فاش كردى ، و او حيرت‌زده شد و گفت : چه كسى به تو خبر داد ؟ از كجا فهميدى ؟ فرمود : خدا خبر داد . بعد پيغمبر قسمتى از راز را به آن زن گفت و قسمت ديگر را كتمان كرد ؛ يعنى وقتى كه به روى او آورد ، قسمتى از مطلب را به روى او آورد ، قسمت ديگر را كريمانه صرف‌نظر كرد ؛ آن كارهاى زشتى كه آنها كرده بودند ، كارهايى از قبيل توطئه ، قسمتى از آن كارها را پيغمبر به روى او آورد و قسمت ديگر را به روى او نياورد ( عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ اعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ) ، به تعبير اميرالمؤمنين عمل كريمانه انجام داد . حال آن قسمتى كه گفت چه بود و قسمتى كه نگفت چه بود ، باز قرآن بيان نكرده است .