مطلب را قبول دارند كه دورهء مأموريت حضرت عيساى مسيح براى ابلاغ رسالت ، بسيار كوتاه بوده است . حضرت عيسى همانطور كه خود مسيحيها هم اعتراف دارند تا سى سالگى رسالت خود را هيچ ابراز نكرد و در سى سالگى رسالت خود را ابراز كرد . بعد يا در سى و سه سالگى به قول بعضى و يا در سى و شش سالگى و حداكثر سى و هفت سالگى ، عيسى به قول آنها كشته شد ؛ مىگويند بعد از سه سال و يا شش سال و يا هفت سال كشته شد . عيساى مسيح دورهء زيادى نداشت ، علتش اين است كه تعليمات زيادى نداشت كه دورهء زيادى بخواهد ؛ آمده بود براى تصديق و تأييد تورات و براى اصلاح مردم بر اساس شريعت موسى و بعد هم براى همين بشارت ، و لهذا نام كتاب عيسى عليه السلام ( انجيل ) « 1 » در اصل افادهء معناى بشارت مىكند .
از اينجا مىتوان فهميد كه چقدر مسألهء بشارت در رسالت عيسى عليه السلام اساسى بوده و ركن رسالت ايشان بوده كه اصلًا اسم كتاب ايشان « بشارت » است كه همان جنبهء مقدّميت را مىرساند .
آيه هم درست همين مطلب را مىفهماند كه حضرت عيسى عليه السلام كه آمد اساس تعليماتش اين دو امر بود : احياى شريعت موسى عليه السلام و تأييد تورات و اصلاح بنىاسرائيل بر اساس تعليمات تورات ، و ديگر بشارت خاتمالانبياء صلى الله عليه و آله .
« وَ إذْ قالَ » ياد كن ( يا ذكر كن ) آنگاه كه عيسى پسر مريم خطاب به بنىاسرائيل گفت : « إنّى رَسولُ اللَّهِ إلَيْكُمْ » من فرستادهء خدا هستم به سوى شما ، در حالى كه « مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ التَّوْريةِ » تأييد و تصديق مىكنم كتابى كه قبل از من آمده است كه آن تورات است ؛ كتاب موسى و شريعت او را تصديق و تأييد مىكنم درحالى كه مبشر و نويد دهنده به پيامبرى هستم كه بعد از من مىآيد و نام او احمد صلى الله عليه و آله است .
هامش
( 1 ) . بعدها حواريين « اناجيل » نوشتند كه در مورد اين كتابها خيلى حرفها هست . قرآن اناجيل نمىگويد ، انجيل مىگويد ، چون كتاب عيسى يكى بيشتر نبوده كه همان انجيل است . حواريين تعليمات عيساى مسيح را با فاصلهء خيلى زياد نوشتند . اينها كه نوشتند چطور نوشتند ؟ اينها از حافظهء خودشان نوشتند . منتها مسيحيها براى اينكه مىخواهند جنبهء قداستش را حفظ كنند مىگويند : با يك نوع الهام الهى نوشتند . به آنها جواب مىدهند كه اگر با يك الهام الهى نوشتند ، بايد همهء انجيلها يك جور از آب دربيايد ، پس چرا مختلف و حتى احياناً در بعضى قسمتها متناقض از آب درآمده است ؟ ! پس معلوم مىشود جنبهء الهامى نداشته است .