در جنبههاى وجودى و فى نفسه آنها « 1 » .
شناخت آنكه او رحيم است . بندهاى كه خدا را با اين صفت مىخواند ادعا مىكند كه به اين مرحله از معرفت و شناخت رسيده كه تشخيص مىدهد نه تنها نظام خلق و صدور اشياء مظهر ذات حق است ، بلكه نظام بازگشت اشياء به سوى حق نيز نظام خير و رحمت است ؛ يعنى موجودات از رحمت آمده و به رحمت باز مىگردند .
اين به معنى سبقت و تقدم رحمت بر غضب و نقمت است ، و به تعبير ديگر :
نقمت و عذاب نيز اگر درست شناخته شود رحمتى است در لباس نقمت .
به عبارت ديگر : خداوند متعال داراى صفات جمال و صفات جلال است .
صفات جمال از قبيل علم و قدرت و حيات و جود و رحمت ، و صفات جلال از قبيل قدّوسيت ، جباريت ، منتقميت و امثال اينها .
خداوند متعال در مرتبهء ذات خود داراى دوگانگى نيست كه مثلًا نيمى از ذاتش رحمت و خير و جود و ربوبيت باشد و نيم ديگر قدوسيت و جباريت و انتقام .
همچنين خداوند از همان حيث و در همان مرتبهاى كه خير و جود و رحمت است جبار و منتقم نيست ، بلكه نوعى تقدم و تأخر ميان اسماء و صفاتش حكمفرماست .
اهل حكمت و معرفت تحقيقات بسيار جالب و عميقى در اين زمينه كردهاند كه از با ارزشترين محصولات انديشهء بشرى است و تنها افرادى كه از قريحهاى سرشار توأم با تعمقى فراوان و پيگيريى خستگىناپذير برخوردار بودهاند به عمق اين حقايق رسيدهاند .
آرى نوعى تقدم و تأخر ميان اسماء و صفات پروردگار حكمفرماست يعنى بعضى از اسماء و صفات زاييده و مولود بعضى ديگر است . به طور كلى صفات جماليه بر صفات جلاليه تقدم دارند ؛ صفات جلاليه مولود و زاييدهء صفات جماليه است . آن كه جباريت و منتقميتش بر هر چيز ديگر تقدم دارد « يَهُوَه » خداى ساختگى يهود است نه « اللَّه » خداى واقعى جهان و معرفىشده از طرف قرآن .
اينجاست كه به خوبى مىتوان درك كرد كه چرا « بسم اللَّه » قرآن با رحمن و رحيم توأم است نه مثلًا با جبار و منتقم ؛ زيرا نمايش هستى از نظر قرآن ، نمايش اللَّه
هامش
( 1 ) . [ براى توضيح و تفصيل بيشتر رجوع شود به كتاب عدل الهى تأليف استاد شهيد آيتاللَّه مرتضى مطهرى . ]