براى جلوگيرى از سوء فهم ، مسائل در بعضى آيات به گونهاى طرح شده كه مىبايد حتماً به كمك آيات ديگر تفسير گردد و غير از اين راهى وجود نداشته است . مثلًا قرآن مىخواسته از حقيقتى كه نام آن رؤيت خدا با قلب است - يعنى اينكه انسان مىتواند خدا را با قلب خود شهود كند - نام ببرد . اين معنى در قالب اين عبارات بيان شده :
وُجوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ . الى رَبِّها ناظِرَةٌ « 1 » .
در آن روز چهرههايى خرم وجود دارد كه به پروردگار خود نظر مىافكنند .
قرآن لفظ « ديدن » را به كار برده و لفظ مناسبترى براى اداى مقصود در اختيار نداشته است اما براى جلوگيرى از اشتباه در جاى ديگر توضيح مىدهد :
لاتُدْرِكُهُ الْابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْابْصارَ « 2 » .
هيچ چشمى او را درك نمىكند ولى او بينندگان را مشاهده مىكند .
طبعاً خواننده متوجه مىشود كه علىرغم تشابه لفظى ، اين امور سنخيتى با هم ندارند و كاملًا از يكديگر جدا هستند . قرآن براى جلوگيرى از مشتبه شدن آن معانى شامخ و عالى با معانى مادى ، مىگويد متشابهات را به محكمات ارجاع كنيد :
. . . انْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ اياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ امُّ الْكِتابِ « 3 » .
قرآن را بر تو فرود آورد ، برخى آيات آن محكمه هستند يعنى داراى آنچنان استحكامى كه نمىتوان آنها را از معنى خود خارج كرد و معانى ديگرى نتيجه گرفت . اين آيات ، امّالكتاب يعنى آيات مادرند ؛ يعنى درست همانگونه كه طفل به مادر رجوع مىكند و مادر مرجع فرزند است و يا شهرهاى بزرگ ( امّالقرى ) مرجع
هامش
( 1 ) . قيامة / 22 و 23 .
( 2 ) . انعام / 103 .
( 3 ) . آلعمران / 7 .