طبيعتهاى عِلوى و سِفلى بايد انتخاب كند . حيوانات ديگر ، انتخاب به عهدهء آنان گذاشته نشده است بلكه اسب ، گوسفند ، گربه ، سگ و . . . هركدام با غرايزى آفريده شدهاند كه آن غرايز راه آنان را مشخص كرده است و لذا مىبينيم هركدام از آنها در سراسر تاريخ جهان داراى خلق و خوى مخصوص به خود هستند و همه يك جور اعمال و رفتار دارند ؛ زنبور عسلها يا مورچگان در طول تاريخ در تهيهء خانه و غذا مانند هماند و تغيير و تحولى در كار آنها ديده نمىشود .
ولى انسان صدها راه در مقابل او نهاده شده كه مىتواند هركدام از آنها را انتخاب كند .
در سورهء « واللّيل » مىفرمايد : انَّ سَعْيَكُمْ لَشَتّى « 1 » شما بنى آدم كوششهايتان مختلف و متفرق است . و البته اين مطلب از كمال انسان است نه ضعف انسان .
حال ببينيم اين مطلب آيا مستلزم آن است كه بگوييم انسان به كلى بى راه است ؟
اگر ماديين بخصوص اگزيستانسيا ليستها چنين مىپندارند ولى قرآن آن را قبول ندارد . آنچه كه قرآن مىفرمايد اين است كه : خط سيرى از انسان تا خدا كشيده شده كه آن ، راه مشخص كمال انسان است ، نهايت اينكه در برابر انسان مثلًا هزار راه نهاده شده كه تنها يكى از آنها راه مستقيم يعنى همان شاهراهى است كه به سوى خدا مىرود و به خدا منتهى مىگردد . ولى انسان در انتخاب هركدام از اين راهها مختار است و اگر آن راه را انتخاب كند درست است و گرنه راههاى ديگر همگى نادرست و غلط است .
و اين است معناى حديث معروفى كه روزى رسول اكرم در جايى نشسته بودند و گروهى در گرد ايشان بودند ؛ حضرت شروع كردند خطوطى بر روى زمين ترسيم كردن . يكى از آن خطوط مستقيم بود و خطوط ديگر كج و معوج و غير مستقيم .
سپس فرمودند : اين يك راه ، راه من است و باقى ديگر هيچ كدام راه من نيستند .
راز اينكه در قرآن همواره ظلمت به صورت جمع آمده و نور به صورت مفرد ( اللَّهُ وَلِىُّ الَّذينَ امَنوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النّورِ ) « 2 » نيز همين است كه راه گمراهى گوناگون است ولى راه حق تنها يكى است .
هامش
( 1 )
. ليل / 4 .
( 2 ) . بقره / 257 .