در حالى كه يهوديان و مسيحيان را مذمت مىفرمايد مىگويد آنان بدون آنكه مستندى از امر خدا داشته باشند حِبرهاى خودشان ( حبر عالِم يهود را گويند ) و راهبهاى خودشان را خداى خويش قرار دادهاند و پرستش مىكنند .
مىدانيم يهوديان و مسيحيان علما و مقدسين خود را به آن شكل كه بت پرستها بتها را عبادت مىكردند عبادت نمىكردند ، يعنى آنها را مثلًا سجده نمىكردند بلكه همين قدر بود كه در مقابل آنان متعبد بودند ، يعنى بدون آنكه از طرف خداوند اجازه داشته باشند مطيع و تسليم آنها بودند و در حقيقت مطيع ميلها و هواهاى نفسانى آنها بودند ؛ هرچه آنان به ميل و هواى خود مىگفتند اينها مىپذيرفتند . خداوند در آنجا مىفرمايد اطاعت ، از حقوق خاصهء پروردگار است و هركس كه او دستور دهد مىشود اطاعت كرد . حبرها و راهبها را كه خدا دستور نداده چرا اطاعت مىكنيد ؟ !
پس آنجا كه مىگوييم ايّاكَ نَعْبُدُ يعنى خدايا هيچ گروهى را به نام روحانى و به نام قدّيس و به نام ديگر عبادت نمىكنيم ، كوركورانه اطاعت نمىكنيم ؛ هركس را تو فرمان دادهاى اطاعت كنيم اطاعت مىكنيم و هركس را كه تو فرمان ندادهاى اطاعت نمىكنيم .
اگر رسول خدا را اطاعت مىكنيم از آن جهت است كه تو صريحاً فرمان او را واجب كردهاى .
اگر ائمهء اطهار را به عنوان اولىالامر اطاعت مىكنيم چون تو فرمان دادهاى . اگر فرمان مجتهدان جامعالشرايط يعنى علماى متقى عادل آگاه را اطاعت مىكنيم به حكم اين است كه پيغمبر و ائمهء اطهار كه فرمانشان را تو واجب الطاعه كردهاى به ما اينچنين دستور دادهاند .
3 . قُل يا اهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا الى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَ لانُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لايَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ « 1 » .
اين همان آيهاى است كه رسول اللَّه در سال 5 يا 6 هجرى به صورت بخشنامه به سران كشورهاى دنيا فرستاد : بگو اى اهل كتاب ، اى كسانى كه خودتان را به يك
هامش
( 1 ) . آلعمران / 64 .