مزدلفه كه ظاهراً مرتفعتر هم هست توقف مىكردند . )
16 . طواف مثل نماز است ( الطَّوافُ بِالْبَيْتِ صَلوةٌ ) ، مانند نماز درس نظم و انضباط است . متوجه اطراف شدن و تمايل به اين طرف و آن طرف و تكلم و خنده و گريه در آن ممنوع است ( رجوع شود به فقه ) . بعلاوه مطابق فقه شيعه به نحو خاصى بايد شانهء چپ هميشه متوجه كعبه باشد . حتى پيرمردترين افراد بايد مقيد به اين انضباط باشد .
17 . هروله بين صفا و مروه شكستن تكبر و تفرعن و رمز اجابت سريع و دويدن به دنبال مطلوب است ، مبارزه با راه رفتن از روى مَرَح است : وَ لاتَمْشِ فِى الْارْضِ مَرَحاً انَّكَ لَنْتَخْرِقَ الْارْضَ وَ لَنْتَبْلُغَ الْجِبالَ طولًا . [ ترجمه : و در زمين با ناز و خودپسندى راه مرو ، كه خداوند هيچ خودپسند نازنده را دوست نمىدارد . ]
18 . در فقه شيعه استقبال و استدبار كعبه در حال قضاى حاجت روا نيست و اين منتهاى احترام به كعبه را مىرساند .
19 . به صورت حديث نقل شده :
اذا حَجَجْتَ بِمالٍ اصْلُهُ سُحْتٌ فَما حَجَجْتَ وَلكِنْ حَجَّتِ الْبَعيرُ .
[ هرگاه با پولى به حج روى كه اصل آن از حرام به دست آمده باشد در واقع تو به حج نرفتهاى بلكه شترت به حج رفته است . ]
حالا بايد گفت : فَما حَجَجْتَ وَلكِنْ حَجَّتِ الْموتورُ ، حَجَّتِ الطَّيّارَةُ وَ السَّيّارَةُ .
[ ترجمه : تو به حج نرفتهاى بلكه موتور و هواپيما و ماشين به حج رفته است . ]
سعدى در باب هفتم گلستان ، حكايت 11 نظر به آيهء فَمَنْ فَرَضَ فيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسوقَ وَ لا جِدالَ فِى الْحَجِّ دارد ، مىگويد :
سالى نزاعى در پيادگان حجاج افتاده بود و داعى در آن سفر هم پياده ، انصاف در سر و روى هم فتاديم و داد فسوق و جدال بداديم . كجاوهنشينى را شنيدم كه با عديل خود مىگفت : ياللعجب ، پيادهء عاج چو عرصهء شطرنج بسر مىبرد فرزين مىشود يعنى به از آن مىگردد كه بود و پيادگان حاج باديه بسر بردند و بتر شدند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٨١