اجازه مىدهد نان گندم بخورد نان جو مىخورد .
حال چرا ما چنين زندگىاى را انتخاب مىكنيم ؟ به خاطر همدردى .
3 . آزادى و آزادگى
فلسفهء سوم زهد ، آزادى و آزادگى است . قرآن هرگز لذت حلال را بر بشر حرام نكرده است .
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
« 1 » . قرآن هرگز نمىگويد از لذتى هم كه از راه مشروع به دست مىآيد استفاده نكن كه به آخرت برسى . ولى در عين حال مطلب ديگرى هست و آن اينكه : بشرهايى كه آرزو دارند آزاد زندگى كنند و به آزادى علاقهمندند ، هميشه كوشش مىكنند زنجيرها را تا حدودى كه ممكن است از دست و پاى خودشان برگيرند .
شرايط ضرورى طبيعى
ما در اين دنيا كه زندگى مىكنيم يك سلسله احتياجها و نيازمنديها داريم كه به حكم قانون خلقت نمىتوانيم آنها را نداشته باشيم . ما به حكم قانون خلقت احتياج به غذا داريم و نمىتوانيم تا آن حد خودمان را آزاد كنيم كه احتياج به غذا نداشته باشيم . بايد غذا بخوريم ، بَدَل ما يَتَحَلَّل براى بدن ما ضرورت دارد . ما از اين هوايى كه تنفس مىكنيم نمىتوانيم آزاد باشيم . از آب نمىتوانيم آزاد باشيم . از لباس تا حدودى نمىتوانيم آزاد باشيم . اين مقدار قيدها را خلقت و طبيعت به گردن ما نهاده است .
شرايطى كه در اختيار انسان است
ولى يك سلسله قيدها هست كه بشر خودش براى خودش به وجود مىآورد و در نتيجه خواه ناخواه دست و پايش بسته مىشود و به مقدار متناسب با آن قيدها آزادى از او سلب مىشود .
مثلًا بعضى از افراد بشر هستند كه يك سلسله اعتيادات دارند . در عصر ما اعتيادات زياد است . شايد باشند افراد كمى كه هيچ اعتيادى نداشته باشند ، ولى
هامش
( 1 ) . اعراف / 32 .