تفكر اسلامى دربارهء زهد و ترك دنيا
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ
« 1 »
.
عرض كرديم از اين آيهء كريمه در كمال صراحت استفاده مىشود كه تعليمات اسلامى به طور كلى در هر شأنى از شئون زندگى ، تعليماتى حياتبخش و زندهكننده است ، يعنى تعليماتى است كه وقتى در جان انسان قرار بگيرد به انسان روح و حيات و بينش و جنبش مىدهد . بنابراين تعليماتى كه اثر حياتبخشى ندارد و برعكس ، مردگى و سكون ايجاد مىكند و بشر را از جنبش و حركت باز مىدارد و او را جامد و افسرده مىكند ، نمىتواند با اين مقياسى كه اين آيهء كريمه به دست مىدهد سازگار باشد و از اسلام نيست . علاوه بر اينكه قرآن بالصراحه ادعا مىكند كه تعليمات اسلامى حياتبخش است ، تاريخ اسلام هم همين گواهى را مىدهد . تاريخ اسلام تا چند قرن نشان داد كه اين تعليمات آنچنانكه قرآن كريم مىگويد ، حياتبخش است .
امروز غالباً مىبينيم معانى و مفاهيمى كه ما از اسلام داريم خاصيت حياتبخشى و ايجاد زندگى ندارد ، پس ناچار بايد تجديدنظرى در اين معانى و
هامش
( 1 ) . انفال / 24 .