نقش حادثهء كربلا در تحول تاريخ اسلامى
* « 1 » بسم اللَّه الرحمن الرحيم
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
« 2 »
.
در شب گذشته مقدارى راجع به اين مطلب بحث شد كه اين كه مىگويند « وجود امام براى حفظ و نگهدارى دين است » به چه معنى است و آيا دين را از اين جهت بايد به يك ساختمان تشبيه كنيم كه مهندسين و معماران و بنّاهايى آن را مىسازند و بعد بگوييم آيا نگهدارى آن هم احتياج به متخصصانى در همان سطح يا نزديك به همان سطح دارد ؟ يا دين را به ساختمانهاى مادى از يك سلسله جهات خاص نمىشود تشبيه كرد . حديثى هست به اين تعبير كه انَّ لَنا فى كُلِّ خَلَفٍ عُدولًا يَنْفونَ تَحْريفَ الْغالينَ وَ انْتِحالَ الْمُبْطِلينَ « 3 » . در هر نسلى از ما ، هستند افراد عُدول و معتدلى كه با تحريفها ، با تغيير و تبديلها و واژگون كردنهاى حقايق - كه نوعى مبارزهء مخفى است - و با به خود بستنهاى مبطلها [ مبارزه مىكنند و كارهاى آنها را نفى مىنمايند . ] همان طورى كه ديشب گفتم و امروز از نظر علماى تاريخشناسِ
هامش
( 1 ) * اين سخنرانى در سال 1352 و در شب يازدهم محرم در مسجد اميرالمؤمنين تهران ايراد شده است .
( 2 ) . رعد / 11 .
( 3 ) . كافى ، ج 1 / ص 32 .