الْمُسْلِمينَ وَ لَمْيَكُنْ فيها جَوْرٌ الّا عَلَىَّ خاصَّةً « 1 » .
شما خود مىدانيد من از همه براى خلافت شايستهترم ، و حال به خدا قسم مادامى كه كار مسلمين روبراه باشد و رقيبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد ، مخالفتى نخواهم كرد و تسليم خواهم بود .
اينها مىرساند كه على اصل « يا همه يا هيچ » را در اين مورد محكوم مىدانسته است . نيازى نيست دربارهء روش و سيرهء على عليه السلام در اين موضوع بيشتر بحث شود ، شواهد و دلايل تاريخى در اين زمينه فراوان است .
علامهء امينى
اكنون نوبت آن است كه ببينيم علامهء بزرگوار آيتاللَّه امينى ، مؤلف جليلالقدر الغدير ، از كدام دسته است و چگونه مىانديشيده است ؟ آيا ايشان وحدت و اتحاد مسلمين را تنها در دايرهء تشيع قابل قبول مىدانستهاند ، يا دايرهء اخوّت اسلامى را وسيعتر مىدانسته و معتقد بودهاند اسلام كه با اقرار و اذعان به شهادتين محقق مىشود ، خواه ناخواه حقوقى را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ايجاد مىكند و صلهء اخوّت و برادرى كه در قرآن به آن تصريح شده ، ميان همهء مسلمين محفوظ است .
علامهء امينى به اين نكته كه لازم است نظر خود را در اين موضوع روشن كنند و اينكه نقش الغدير در وحدت اسلامى چيست ، آيا مثبت است يا منفى ، خود كاملًا توجه داشتهاند و براى اينكه از طرف معترضان - اعمّ از آنان كه در جبههء مخالف خودنمايى مىكنند و آنهايى كه در جبههء موافق خود را جا زدهاند - مورد سوء استفاده واقع نشود ، نظر خود را مكرّر توضيح داده و روشن كردهاند .
علامهء امينى طرفدار وحدت اسلامى هستند و با نظرى وسيع و روشنبينانه بدان مىنگرند . معظمله در فرصتهاى مختلف در مجلدات الغدير اين مسئله را طرح كردهاند و ما قسمتى از آنها را در اينجا نقل مىكنيم :
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 72 .