فرمود : افضل مردم در نزد خدا آن كس است كه بهتر او را اطاعت كند ، سنت پيغمبرش را بهتر و بيشتر پيروى كند ، كتاب خدا يعنى قرآن را بهتر احيا كند . ما براى احدى نسبت به احدى فضلى قائل نيستيم مگر به ميزان طاعت و تقوا . اين قرآن است كه جلو ما حاضر است و اين سيرهء پيغمبر است كه همه مىدانيم بر مبناى عدالت و مساوات برقرار بود ، بر احدى مخفى نيست مگر آنكه كسى بخواهد غرضورزى كند و معاندت بورزد كه آن مطلب ديگرى است . آنگاه اين آيهء قرآن را تلاوت كرد :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 1 »
.
اين آيه را به اين منظور خواند كه بفهماند من به حكم اين آيه امتيازات شما را لغو مىكنم .
مصادرهء اموال
و نيز ابن ابىالحديد در شرح آن جملهها كه فرمود زمينها را برمىگردانم ولو آنكه مهريهء زنان و يا بهاى خريد كنيزان قرار گرفته باشد ، مىگويد : همان طورى كه گفته بود همهء اموال را ضبط كرد مگر آنهايى كه حاضر نبودند و فرار كرده بودند و از تحت اختيارش خارج شده بودند . اصل « قانون عطف به ما سبق نمىكند » را در زمينهء حقوق اجتماعى با اين جمله كه مىگفت : انَّ الْحَقَّ الْقَديمَ لا يُبْطِلُهُ شَىْءٌ ( حق قديم را هيچ چيزى از بين نمىبرد ؛ حقِ مسلّمِ ثابت مشمول مرور زمان نمىشود ) باطل خواند .
نامهء عمرو عاص به معاويه
در اين بينها عمرو عاص نامهاى نوشت براى معاويه :
هامش
( 1 ) . حجرات / 13 .