برهم زدن روش آنها بسيار دشوار است .
آنگاه براى اينكه با اين مردم - كه امروز با اصرار از او مىخواهند خلافت را بپذيرد - اتمام حجت كند ، فرمود : وَ اعْلَموا انّى انْ اجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ ما اعْلَمُ « 1 » بدانيد اگر من اين دعوت را پذيرفتم ، آن طور كه خودم مىدانم و مىفهمم و طبق برنامهاى كه خودم دارم عمل مىكنم و به حرف و توصيهء احدى هم گوش نخواهم كرد . بلى ، اگر مرا به حال خود واگذاريد و مسئوليت حكومت و خلافت را بر عهدهء من نگذاريد من معذورم و مثل گذشته حكم يك مشاور خواهم داشت .
قطايع عثمان
راجع به قطايع عثمان يعنى اراضىاى كه متعلق به عامّهء مسلمين است و عثمان آنها را در تيول اشخاص قرار داده بود ، فرمود : وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِه النِّساءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْاماءُ لَرَدَدْتُهُ به خدا قسم زمينهايى كه متعلق به عامّهء مسلمين است و عثمان به اين و آن داده پس خواهم گرفت ، هرچند آنها را مهر زنانشان قرار داده باشند يا با آنها كنيزكانى خريده باشند .
عطف به ما سبق
مشكلات زيادى براى اميرالمؤمنين در خلافت پيش آمد . علت اساسى مطلب اين بود كه عطف به ما سبق مىكرد ، نمىگفت بر گذشتهها صلوات ، مىگفت به گذشتهها هم كار دارم ، گذشته است كه سازندهء حال و استقبال است ، بر روى پايهء خراب و منحرف و فرسوده بنايى عالى و محكم نمىتوان ساخت .
دنياى گشادهء عدالت و دنياى تنگ ظلم
بعد فرمود : انَّ فِى الْعَدْلِ سَعَةً ، وَ مَنْ ضاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أضْيَقُ « 2 » عدالت بيش از هرچيز ديگر گنجايش دارد كه همه را راضى كند ؛ يگانه ظرفيت وسيعى كه مىتواند همه را در خود جمع كند و زمينهء رضايت عموم واقع گردد عدالت است . اگر كسى در اثر انحراف طبيعت و در اثر حرص و آز ، به حق خود و حد خود قانع نباشد و قناعت
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 91 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 15 .