تنبل و كلّاش و فاسدالاخلاق بار آورده ، لطمهها و خساراتى وارد آورده كه كمتر از لطمات و خسارات يك سپاه جرّار نبوده ، مصداق كلام خدا بوده دربارهء بعضى انفاقات كه مىفرمايد :
مَثَلُ ما يُنْفِقونَ فى هذِهِ الْحَيوةِ الدُّنْيا كَمَثَلِ ريحٍ فيها صِرٌّ اصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَموا انْفُسَهُمْ فَأهْلَكَتْهُ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ أنْفُسَهُمْ يَظْلِمونَ « 1 » .
مَثَل انفاقهايى كه در اين دنيا مىكنند ( و عنوان انفاق و صدقه و امثال اينها به آنها مىدهند ) عيناً مَثَل باد سختى است كه با سرما همراه است و مىرسد به زراعت مردمى كه ظلم به نفس كردهاند و همهء آن زراعتها را از بين مىبرد .
خداوند به آنها ستم نكرده ، خودشان به خودشان ستم كردهاند .
جامعه را هرگز با جود و احسان نمىتوان اداره كرد . پايهء سازمان اجتماع ، عدل است . احسان و جودهاى حسابنشده و اندازهگيرىنشده كارها را از مدار خود خارج مىكند . امام سجاد عليه السلام فرمود :
كَمْ مِنْ مَفْتونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فيهِ ، وَ كَمْ مِنْ مَغْرورٍ بِحُسْنِ السَّتْرِ عَلَيْهِ ، وَ كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْاحْسانِ الَيْهِ « 2 » .
بسيارى از مردم از بس خوبشان را و مدحشان را گفتند فاسد شدند ، بسيارى از مردم چون از عيبشان چشمپوشى شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مغرور شدند ، بسيارى از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان زندگى و كارشان اداره شد متدرّجاً در غفلت فرو رفتند .
اين است معنى سخن علىّ مرتضى عليه السلام كه فرمود : الْعَدْلُ يَضَعُ الْامورَ مَواضِعَها وَ الْجودُ يُخْرِجُها مِنْ جَهَتِها عدل جريان كارها را در مجراى خود قرار مىدهد ، اما جود جريانها را از مجراى اصلى خارج مىكند .
هامش
( 1 ) . آلعمران / 117 .
( 2 ) . تحفالعقول ، ص 281 .