جز اصلاح تا آخرين حد توانايى منظورى ندارم . موفقيتم جز به دست خدا نيست . تنها بر ذات مقدس او توكل مىكنم و تنها به سوى او بازخواهم گشت .
و برعكس ، ادعاى اصلاح منافقين را به شدت تخطئه مىكند :
وَ اذا قيلَ لَهُمْ لاتُفْسِدوا فِى الْارْضِ قالوا انَّما نَحْنُ مُصْلِحونَ . الا انَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدونَ وَلكِنْ لايَشْعُرونَ « 1 » .
هرگاه به آنها گفته شود در زمين فساد مكنيد ، مىگويند ما فقط اصلاحگرانيم . آگاه باشيد كه همينها مفسدانند و خود هم به دقت درك نمىكنند .
اصلاحطلبى يك روحيهء اسلامى است . هر مسلمانى به حكم اينكه مسلمان است خواهناخواه اصلاحطلب و لااقل طرفدار اصلاحطلبى است زيرا اصلاحطلبى ، هم به عنوان يك شأن پيامبرى در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهى از منكر است كه از اركان تعليمات اجتماعى اسلام است . البته هر امر به معروف و نهى از منكر لزوماً مصداق اصلاح اجتماعى نيست ولى هر اصلاح اجتماعى مصداق امر به معروف و نهى از منكر هست . پس هر مسلمان آشنا به وظيفه از آن جهت كه خود را موظف به امر به معروف و نهى از منكر مىداند ، نسبت به اصلاح اجتماعى حساسيت خاص دارد .
ضمناً لازم است به يك نكته توجه دهيم كه در عصر ما نسبت به اصلاحات اجتماعى حساسيت مثبت و مباركى پيدا شده كه قابل تقدير است ، اما اين جهت احياناً به نوعى افراطگرايى كشيده مىشود كه هر خدمتى جز اصلاح اجتماعى به هيچ گرفته مىشود . هر خدمتى با معيار اصلاح سنجيده مىشود و ارزش هر شخصيتى به ميزان دخالتش در اصلاحات اجتماعى معتبر شناخته مىشود . اين طرز تفكر هم به نظر مىرسد صحيح نيست ، زيرا هرچند اصلاح اجتماعى جامعه خدمت
هامش
( 1 ) . بقره / 11 و 12 .