در رسالهء اصطلاحات كه در حاشيهء شرح منازل السائرين چاپ شده است ، در تعريف اراده مىگويد :
جمرة من نار المحبّة فى القلب المقتضية لاجابة دواعى الحقيقة .
اراده پاره آتشى است از آتش محبت كه در دل مىافتد و ايجاب مىكند كه انسان به بانگهاى حقيقت پاسخ اجابت دهد .
خواجه عبداللَّه انصارى در منازل السائرين در تعريف اراده مىگويد :
و هى الاجابة لدواعى الحقيقة طوعاً .
اراده پاسخگويى ( پاسخگويى عملى ) است كه انسان با آگاهى و اختيار به دواعى حقيقت مىدهد .
نكتهاى كه لازم است يادآورى شود اين است كه اراده در اينجا اول منزل خوانده شده است ؛ مقصود بعد از يك سلسله منازل ديگر است كه آنها را بدايات و ابواب و معاملات و اخلاق مىنامند . يعنى از آنجا كه در اصطلاح عرفا « اصول » خوانده مىشود و حالت عرفانى حقيقى پديد مىآيد ، اراده اول منزل است .
مولوى اصل « النِّهاياتُ هِىَ الرُّجوعُ الَى الْبِدايات » را اينچنين بيان كرده است :
جزءها را رويها سوى كُل است * بلبلان را عشق با روى گل است
آنچه از دريا ، به دريا مىرود * از همانجا كآمد آنجا مىرود
از سر كُه سيلهاى تندرو * وز تن ما جان عشق آميز رو
مولوى در ديباچهء مثنوى سخن خود را با دعوت به گوش فرا دادن به درد دلهاى « نى » آغاز مىكند كه از جدايى و دور شدن از نيستان مىنالد و شكايت مىكند .
مولوى در حقيقت در اولين ابيات مثنوى اولين منزل عارف يعنى « اراده » به اصطلاح عرفا را طرح مىكند كه عبارت است از شوق و ميل به بازگشت به اصل كه توأم با احساس تنهايى و جدايى است . مىگويد :
بشنو از نى چون حكايت مىكند * از جداييها شكايت مىكند
كز نيستان تا مرا ببريدهاند * از نفيرم مرد و زن ناليدهاند