عالم حكومت كند قادر بر حلّ مشكلات عالم است ، غير او كسى قادر به حلّ مشكلات عالم نيست .
اين را يك نويسندهء بسيار فوق العاده كه در احوالش نوشتهاند روى هر كلمهاش - ظاهراً - يك ليره مىدادند و همين تازگى مُرد گفته است . جهان امروز همان اندازه [ به پيغمبر اسلام ] نيازمند است كه جهان آن روز احتياج داشت .
چند جملهاى از على عليه السلام براى شما بخوانم ولى ترجمه نمىكنم ؛ ترجمهاش همان اشعارى از مولوى باشد كه چقدر اين مرد عاشقانه سروده است ! على عليه السلام آن زمان را توصيف مىكند :
ارْسَلَهُ عَلى حينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ طولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْامَمِ وَ اعْتِزامٍ مِنَ الْفِتَنِ وَ انْتِشارٍ مِنَ الْامورِ وَ تَلَظٍّ مِنَ الْحُروبِ ، وَ الدُّنْيا كاسِفَةُ النّورِ ، ظاهِرَةُ الْغُرورِ ، عَلى حينِ اصْفِرارٍ مِنْ وَرَقِها وَ اياسٍ مِنْ ثَمَرِها وَ اغْوِرارٍ مِنْ مائِها « 1 » .
گمان نمىكنم مولوى قطعهاى بهتر از اين در وصف رسول اكرم گفته باشد . چه عالى گفته است ! من همهء آن را حفظ نيستم ، چند بيتش را حفظ هستم ، چون راجع به بعثت است براى شما عرض مىكنم و عرايضم را خاتمه مىدهم . قرآن دارد :
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ . قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا
« 2 » . در جاى ديگر مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ . قُمْ فَأَنْذِرْ
« 3 » . مىگويد :
خواند مزّمّل نبى را زين سبب * كه برون آى از گليماى بوالهرب
سر مَكش اندر گليم و رو مپوش * كه جهان جسمى است سرگردان ، تو هوش « 4 »
هين قم الليل كه شمعىاى همام * شمع دائم شب بود اندر قيام
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 87
( 2 ) مزّمّل / 1 و 2
( 3 ) مدّثّر / 1 و 2
( 4 ) الآن هم همين جور است . جهان جسمى است سرگردان ، هوشش قرآن است .