مىآمدند نزد مرحوم ميرزا شكايت مىكردند . مرحوم ميرزا افراد زيادى را مأمور كرده بود كه برويد كارى كنيد كه آنها اصلاح كنند ، ولى آخرش نشد . بر ميرزا محرز شد كه اين شقاق و اختلاف ديگر قابل اصلاح نيست . روزى در حالى كه ميرزا آمادهء درس بود و شاگردها همه جمع شده بودند ، يك مرتبه اين زن آمد داد و فرياد كرد .
معلوم شد باز جنگى بينشان شروع شده . مرحوم ميرزا همان جا به مرحوم آقاى صدر - كه اغلب به او مىگفته برويد اين كار را اصلاح كنيد - گفت : آقا برو طلاقش را بده . مرحوم آقاى صدر خيال كرد ايشان مىخواهد بگويد برو شوهرش را راضى كن . گفت : آقا ، من هركارى مىكنم راضى نمىشود . گفت : نمىخواهد ، لزومى ندارد ، برو من مىگويم . رفت و طلاقش داد .
بنابراين تازه مسئله منتهى مىشود به طلاق قضايى . ايشان بر اين اساس ايراد گرفتهاند كه پدر به حكم ولايتى كه دارد هر جور دلش خواست يك كارى انجام مىدهد ، بعد ازدواج به هر صورتى كه درآمد بايد براى ابد باقى بماند و اين كار ضد عقل و ضد منطق است . نه ، ما [ چيزى ] به اين صورت نداريم .
- قرار شد آقاى كتيرايى مصاديق را بگويند كه نگفتند .
سؤال : ماليات اسلامى زكات است و مواردش هم مشخص است كه به قول يكى از رفقا : فقها اتل را ول كردند ، شتر را گرفتند . آيا با توجه به پيشرفت زمان و علم و تكنيك و اقتصاد ، درست است كه زكات به همين صورت باقى بماند و تغييرى در آن ايجاد نشود ؟ .
من چندين سال است كه روى اين موضوع فكر و كار كردهام . متأسفانه يادداشتهايم الآن در مشهد است .
شما هرچه كه مىتوانيد ، مثال پيدا كنيد . اين بحثهاى كلى به جايى نمىرسد .
عمده ، مثالهاست . اين مثالى كه جنابعالى گفتيد مثال تازهاى نيست . اينجا از نظر عقلى كمى نارسايى وجود دارد . شما مىگوييد : ماليات اسلام زكات است . اسلام گفته زكات . كجاى اسلام گفته زكات ماليات است ؟ شما چه مىدانيد كه اسلام زكات را به عنوان ماليات وضع كرده است ؟ بعد مىگوييد چون آن را به عنوان ماليات وضع كرده ، چرا بر نُه چيز وضع كرده و مثلًا بر اتومبيل وضع نكرده است ؟
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 316
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣١٦