سبب شده افراد ، يكديگر را جذب كنند . علت اينكه افراد اجتماع يكديگر را جذب كرده و دفع نمىكنند همين است . اگر همه على السويه بودند امكان نداشت كه افراد اجتماع يكديگر را جذب كنند . همينطور است كه سنگها همديگر را جذب نمىكنند و به اصطلاح دور يكديگر جمع نمىشوند . افراد بشر اگر همه همان چيزى را داشته باشند كه ديگران دارند ، امكان ندارد كه يكديگر را جذب كنند .
اين اختلافى كه ميان زن و مرد هست و ميان زنها با يكديگر و مردها با يكديگر نيست ، تدبير بزرگى است در خلقت براى اينكه كانون خانوادگى تشكيل بشود ، تا اينكه مردى زنى را به همسرى و زنى مردى را به همسرى انتخاب كند و قوانين تشكيل كانون خانوادگى صورت بگيرد . چون مرد چيزهايى دارد كه زن ندارد و زن چيزهايى دارد كه مرد ندارد ، اين تجاذب ميان آنها وجود دارد . زنها همديگر را جذب نمىكنند ، مردها نيز همديگر را جذب نمىكنند ولى زنها مردها را جذب مىكنند و مردها زنها را . علتش همين اختلاف است . پس خيال نكنيد كه زن و مرد در خلقت برابر باشند .
اصلًا قرآن همين اختلاف را يكى از آيات قدرت پروردگار ذكر مىكند :
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ
« 1 » يكى از آيات حكمت پروردگار [ آفرينش آسمانها و زمين و نيز ] اين است كه همهء شما يكزبان نيستيد ، يكرنگ نيستيد ، قيافه هايتان و آنچه داريد مختلف است . اجتماعات هم همينطور است :
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ
« 2 » . آن حديث هم هست كه فرمود : اخْتِلافُ امَّتى رَحْمَةٌ كه در بعضى روايات وارد شده نه منظور جنگ است ، بلكه تفاوت است . اينكه يك تفاوتهايى ميانشان باشد خودش رحمت است .
پس اگر بخواهيم عدالت را به معناى مساوات تعريف كنيم و مساوات را هم مساوات در موهبتهاى اجتماعى فرض كنيم ، غلط است .
معنى ديگر عدالت
ولى عدالت را به يك معناى ديگر مىشود معنى كرد كه اگر به آن توجه شود ،
هامش
( 1 ) روم / 22
( 2 ) بقره / 213