ضوابط و قواعدى كه براى چنين شرايطى در نظر گرفته شده به ما مىآموزد .
چهار اصل عملى
اصول عمليه كليه كه در همه ابواب فقه مورد استعمال دارد چهارتاست :
1 . اصل برائت .
2 . اصل احتياط .
3 . اصل تخيير .
4 . اصل استصحاب .
هريك از اين اصول چهارگانه مورد خاصى دارد كه لازم است بشناسيم . اول اين چهار اصل را تعريف مىكنيم .
« اصل برائت » يعنى اصل ، اين است كه ذمّه ما برى است و ما تكليفى نداريم .
« اصل احتياط » يعنى اصل اين است كه بر ما لازم است عمل به احتياط كنيم و طورى عمل كنيم كه اگر تكليفى در واقع و نفس الامر وجود دارد انجام داده باشيم .
« اصل تخيير » يعنى اصل اين است كه ما مخيّريم كه يكى از دوتا را به ميل خود انتخاب كنيم . « اصل استصحاب » يعنى اصل اين است كه آنچه بوده است بر حالت اوليه خود باقى است و خلافش نيامده است .
حالا ببينيم در چه موردى بايد بگوييم اصل ، برائت است و در چه مورد بايد بگوييم اصل ، احتياط يا تخيير يا استصحاب است . هريك از اينها مورد خاص دارد و علم اصول اين موارد را به ما مىآموزد .
اصوليون مىگويند : اگر از استنباط حكم شرعى ناتوان مانديم و نتوانستيم تكليف خود را كشف كنيم و در حال شك باقى مانديم ، يا اين است كه شك ما توأم با يك علم اجمالى هست و يا نيست ، مثل اينكه شك مىكنيم در اينكه آيا در عصر غيبت امام ، در روز جمعه نماز جمعه واجب است يا نماز ظهر ؟ پس هم در وجوب نماز جمعه شك داريم و هم در وجوب نماز ظهر . ولى علم اجمالى داريم كه يكى از ايندو قطعاً واجب است . ولى يك وقت شك مىكنيم كه در عصر غيبت امام نماز عيد فطر واجب است يا نه ؟ در اينجا به اصطلاح شك ما « شك بدوى » است نه شك در اطراف علم اجمالى .
پس شك در تكليف يا توأم با علم اجمالى است و يا شك بدوى است . اگر توأم