بخش چهارم : اسلام و تجدد زندگى
* مقتضيات زمان .
* دين و مقتضيات زمان از نظر نهرو .
* خاصيت انطباق اسلام با پيشرفتهاى زندگى اعجاب خارجيان را برانگيخته است .
* اسلام براى احتياجات ثابت ، قوانين ثابت و براى احتياجات متغير ، وضع ناثابت و متغيرى در نظر گرفته است .
* اگر همه چيز را با زمان منطبق كنيم پس خود زمان را با چه چيز منطبق سازيم ؟ .
* فكر عدم انطباق اسلام با زمان ، ناشى از جمود گروهى و جهالت گروهى ديگر است .
* قرآن جامعهء اسلامى را به گياهى كه در حال رشد است تشبيه مىكند .
* كلمهء « پديدهء قرن » خانوادههاى بى شمارى را متلاشى كرده است .
* جامد جز با كهنه خو نمىگيرد ، و جاهل هر فسادى را به نام مقتضيات زمان موجه مىشمارد .
* پيچ و لولاهايى كه در ساختمان قوانين اسلام به كار رفته و به آنها خاصيت تحرك و نعطاف داده است .
* كلاه لگنى حرام نيست ، طفيلىگرى حرام است .
* اسلام براى قاعدهء ضرر و قاعدهء حَرَج حق « و تو » قائل شده است .