حرمسرا از جنبهء اجتماعى چه بوده است ؟ آيا قانون ازدواج موقت در تشكيل حرمسراهاى مشرق زمين تأثيرى داشته است يا نه ؟ .
دوم اينكه آيا منظور از تشريع قانون ازدواج موقت اين بوده است كه ضمناً وسيلهء هوسرانى و حرمسراسازى براى عدهاى از مردان فراهم گردد يا نه ؟
علل اجتماعى حرمسراسازى
اما بخش اول . پيدايش حرمسرا معلول دست به دست دادن دو عامل است :
اولين عامل حرمسراسازى تقوا و عفاف زن است ؛ يعنى شرايط اخلاقى و اجتماعى محيط بايد طورى باشد كه به زنان اجازه ندهد در حالى كه با مرد بخصوصى رابطهء جنسى دارند با مردان ديگر نيز ارتباط داشته باشند . در اين شرايط مرد هوسران عياش متمكن چارهء خود را منحصر مىبيند كه گروهى از زنان را نزد خود گرد آورده حرمسرايى تشكيل دهد .
بديهى است كه اگر شرايط اخلاقى و اجتماعى ، عفاف و تقوا را بر زن لازم نشمارد و زن رايگان و آسان خود را در اختيار هر مردى قرار دهد و مردان بتوانند هر لحظه با هر زنى هوسرانى كنند و وسيلهء هوسرانى همه جا و هر وقت و در هر شرايطى فراهم باشد ، هرگز اين گونه مردان زحمت تشكيل حرمسراهايى عريض و طويل با هزينهء هنگفت و تشكيلات وسيع به خود نمىدهند .
عامل ديگر ، نبودن عدالت اجتماعى است . هنگامى كه عدالت اجتماعى برقرار نباشد ، يكى غرق دريا دريا نعمت و ديگرى گرفتار كشتى كشتى فقر و افلاس و بيچارگى باشد ، گروه زيادى از مردان از تشكيل عائله و داشتن همسر محروم مىمانند و عدد زنان مجرد افزايش مىيابد و زمينه براى حرمسراسازى فراهم مىگردد .
اگر عدالت اجتماعى برقرار و وسيلهء تشكيل عائله و انتخاب همسر براى همه فراهم باشد ، قهراً هر زنى به مرد معينى اختصاص پيدا مىكند و زمينهء عياشى و هوسرانى و حرمسراسازى منتفى مىگردد .
مگر عدهء زنان چقدر از مردان زيادتر است كه با وجود اينكه همهء مردان بالغ از داشتن همسر برخوردار باشند ، باز هم براى هر مردى و لااقل براى هر مرد متمكن و پولدارى امكان تشكيل حرمسرا باقى بماند ؟ .
عادت تاريخ اين است كه سرگذشت حرمسراهاى دربارهاى خلفا و سلاطين را