تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
كرد و چه كسانى او را كشتند ؟ اين بود كه گاهى امام گريه مىكرد ، گريه‌هاى زيادى . روزى يكى از خدمتگزارانش عرض كرد : آقا ! آيا وقت آن نرسيده است كه شما از گريه بازايستيد ؟ ( فهميد كه امام براى عزيزانش مىگريد . ) فرمود : چه مىگويى ؟ ! يعقوب يك يوسف بيشتر نداشت ، قرآن عواطف او را اين‌طور تشريح مىكند :
وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ
« 1 » . من در جلوى چشم خودم هجده يوسف را ديدم كه يكى پس از ديگرى بر زمين افتادند . و صلّى اللَّه على محمد و آله الطاهرين
هامش
( 1 ) . يوسف / 84 [ چشمانش از گريهء ناشى از غم فراق يوسف سفيد شد ] .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 34 | مرتضى مطهرى