نمىبيند شخص خود است ، او فقط حق و حقيقت را مىبيند و اگر خيلى كوچكش بكنيم بايد بگوييم بشريت را مىبيند . اين آيهء قرآن يك آيهء حماسى است :
« قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
« 1 » اى اهل كتاب ، اى كسانى كه ادعاى مذهب داريد ! بياييد با همديگر يك سخن داشته باشيم ، بياييد خودمان را فراموش كنيم و فقط عقيده را ببينيم ، بياييد در راه يك عقيده خود را فراموش كنيم ، بياييد يك سخن را ايدهء خودمان قرار بدهيم :
« أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ »
جز خدا هيچ موجودى را قابل پرستش ندانيم ،
« وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
بياييد استثمار را ملغى كنيم ، استعباد را ملغى كنيم ، بشرپرستى را ملغى كنيم ، عدل و مساوات را در ميان بشريت بياوريم . نگفت قوم من ، قوم تو ، با هم همدست شويم و پدر يك قوم ديگر را دربياوريم ؛ اين حرفها نيست .
پس يك جهت كه اين حماسه مقدس مىشود اين است كه هدفش مقدس و پاك و منزّه است ؛ مثل خورشيد عالمتاب است كه بر همهء مردم و بر همهء جهانيان مىتابد .
دومين جهت تقدس اين گونه قيامها و نهضتها اين است كه در شرايط خاصى كه هيچ كس گمان نمىبرد قرار گرفتهاند ؛ يعنى يك مرتبه در يك فضاى بسيار بسيار تاريك و ظلمانى يك شعله روشن مىشود ، شعلهاى در يك ظلمت مطلق ؛ فرياد عدالتى است در يك استبداد و ستم مطلق ، جنبشى است در يك سكون و درحالىكه همه ساكن و مرعوبند ، كلام و سخنى است در يك خاموشى مرگبار .
به عنوان مثال نمرودى پيدا مىشود كه يك مرد باقى نمىگذارد ، و در همين زمان نهضت مقدس ابراهيم صورت مىگيرد :
« إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً »
« 2 » . يا فرعونى پيدا مىشود و همان طورى كه قرآن مىفرمايد :
« إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ »
« 3 » و در همين عصر موسايى پيدا مىشود . و يا در عصر بعثت خاتم الانبياء كه تمام دنيا در ظلمت و خاموشى و هرج و مرج و فساد فرو رفته است ناگهان فرياد « قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا » بلند مىشود .
دولت اموى است ، تمام نيروها را به نفع خودش تجهيز كرده است حتى نيروى مذهب را ، به اين ترتيب كه محدّثين از خدا بىخبر را استخدام كرده و به آنها پول
هامش
( 1 ) . آل عمران / 64 .
( 2 ) . نحل / 120 .
( 3 ) . قصص / 4 .