على عليه السلام به سپاهيان خود گفت : شما هر روز اجازه بدهيد كه بيايند و آب بردارند .
لشكريان گفتند : آنها به ما آب ندادند ، پس ما هم به آنها آب نمىدهيم . ولى على فرمود :
خير ، اين يك كار غير انسانى است ؛ آب يك چيزى است كه هر جاندارى حق دارد از آن استفاده كند . به آنها آب بدهيد .
پس معلوم شد سخن مىتواند سخن حماسى باشد و سخن حماسى يعنى سخنى كه در آن بويى از غيرت و شجاعت و مردانگى باشد ، بويى از ايستادگى و مقاومت باشد .
اگر شعر يا نثرى داراى اين خصوصيات باشد ، آن را « حماسى » مىگويند .
سرگذشتها و حادثهها و تاريخچهها هم اقسامى دارند . حادثههايى داريم غنايى ، حادثههايى داريم اندرزى ، حادثههايى داريم رثايى و حادثههايى داريم حماسى .
يك سرگذشت تمامش فقط غناست ، بوى غنا مىدهد ، عشق است . مجلات را شايد كم و بيش مىخوانيد ؛ در اينها ، چه حكايت واقعى ، چه افسانه ، چه مخلوطى از واقعيت و افسانه ، همه داستان غنايى است . حالا اين همه داستان غنايى به گوش اين ملت برود چه از آب در مىآيد ، من نمىدانم « 1 » . داستانهاى رثايى و به اصطلاح تراژديها هم زياد است . صفحات حوادث روزنامهها را اگر بخوانيد ، اغلب از اينجور قضايا مىبينيد . داستانهاى اندرزى هم داستانهايى هستند كه در آنها پند و اندرز است . داستان راستان « 2 » همهاش داستانهاى اندرزى است .
حتى شخصيتها هم اقسامى دارند . بعضى از شخصيتها شخصيت حماسى هستند و روحشان حماسه است ، بعضى روحشان غنايى است ، بعضى روحشان رثايى است ، آه و ناله است ، بعضى شكل روحشان شكل پند و اندرز و موعظه است .
حالا كه به طور اجمالى معنى حماسه را فهميديم ، مىتوانيم در اطراف حماسهء حسينى بحث كنيم .
حسين عليه السلام يك شخصيت حماسى
آيا حسين بن على حادثهء حماسى دارد يا ندارد ؟ آيا شخصيت حسين بن على يك شخصيت حماسى هست يا نيست ؟ ما بايد شخصيت حسين بن على را كه براى ما يك
هامش
( 1 ) . [ اشاره به مجلات زمان طاغوت است . ]
( 2 ) . [ اشاره به كتاب داستان راستان نوشتهء استاد شهيد است . ]