بشكنند . نيروى موعظه ، وعظ ، اندرز ، تذكر - كه مكتب نبوت براى اين امر نيرو و ارزش قائل است - بر اساس اين نظريه است . اگر موفق شد كه او را با اين نيرو درهم بشكند بسيار خوب ( و در درجهء اول وظيفهاش همين است ) ، اگر موفق نشد ، با نيروهاى ديگر مىآيد اين را درهم بشكند . به هرحال رسالتش اين است كه اين را درهم بشكند ، اما در درجهء اول مىرود سراغ آن انسان محبوس ، آن فرشتهء محبوس در درونش و مىخواهد او را عليه خودش برانگيزاند .
بنابراين روى اين نظريهء قرآنى ، خاستگاه خود مذهب نه تنها مادى نيست ، اصلًا اجتماعى هم نيست ، ماورائى است . فردى هم نيست ، اصلًا انسانى نيست ، ماورائى است . يك انسان نبى تجليگاه مذهب است نه خلّاق مذهب ، نقطهاى است در جامعه كه نور مذهب به وسيلهء اين نقطه بر جامعه مىتابد .
و اما گرايشهاى مذهبى . گرايشهاى مذهبى هم ريشهء اجتماعى ندارد ، چه رسد كه در ريشهء اجتماعى برويم سراغ اينكه بگوييم ريشهء مادى دارد ، بعد هم بگوييم كه آيا ريشهء آن طبقهء حاكم است يا طبقهء محكوم است يا هردو ، هم طبقهء حاكم و هم طبقهء محكوم .
قرآن به دو مذهب قائل است
در عين حال عرض كرديم كه قرآن بهطور مسلّم به دو مذهب قائل است ، مىگويد دو مذهب مىتواند وجود داشته باشد . سورهء
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
همين است :
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ . لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ .
آنچه شما مىپرستيد من نمىپرستم . شما پرستشى داريد ( آن هم خودش دين است ) من هم پرستشى دارم .
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ . وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ .
نه شما حاضريد آنچه كه من مىپرستم بپرستيد و نه من حاضرم آنچه كه شما مىپرستيد بپرستم . باز مطلب را تكرار مىكند :
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ .
در آخر مىفرمايد :
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ
« 1 »
.
دين شما مال شما ، دين من هم مال خودم .
اين نشان مىدهد كه قرآن دو دين را - كه يكى همان مذهب شرك باشد - پذيرفته است . اصلًا پيغمبر كه مىآيد و مىگويد : قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا خود اين جمله نشان مىدهد كه وارد يك جامعهء مذهبى شده است ، منتها جامعهء مذهبىاى كه مذهبش مذهب شرك است . آمده براى تبديل كردن مذهب شرك به مذهب توحيد . و يا قرآن در آياتى از جمله آيهء سورهء غافر از زبان فرعون نقل مىكند كه فرعون وقتى مىخواست مردم را عليه موسى بشوراند ، به دين مردم متمسك شد ، گفت اين شخص براى دينتان خطرناك است ، دشمن دين شماست . هم به جنبهء دينى و هم به جنبهء
هامش
( 1 ) كافرون / 1 - 6 .