اين است كه قيامت است و باطنها همه به خاطر خدا آشكار شده است . اينجاست كه ضعيف و مستكبر هردو خودشان را بدبخت و مستحق عذاب مىبينند [ و تقصير را ] به گردن يكديگر مىاندازند :
فَقالَ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً
اين بدبختىِ ما از آنجا به سر ما آمد كه دنباله رو شما بوديم .
فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ .
حالا آيا اينجا مىتوانيد به فرياد ما برسيد ، چيزكى از اين عذاب الهى را از ما دور كنيد ؟
قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَيْناكُمْ سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ
اگر خدا ما را هدايت كرده بود و ما خودمان چيزى داشتيم به شما مىداديم اما ما خودمان چيزى نداريم ( گفت : در روز حشر كورى عصاكش كورى دگر شود ) . ما خودمان مثل شما يك كورى هستيم ، نمىتوانيم عصاكش شما باشيم . [ نتيجهء ] جَزَع و صبر يكى است ،
ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ .
در اين آيه چرا ضعفا معذبند ؟ مىدانيم قرآن اصلى دارد كه :
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
« 1 » ما هيچ مردمى را تا اتمام حجت نكرده باشيم و تا آنها مقصر و گناهكار و خودشان مسئول خودشان شناخته نشوند عذاب نمىكنيم ، محال است كه ما عذاب كنيم .
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
« 2 » .
پس اينجا قرآن مىخواهد بگويد اين ضعفا در عين اينكه ضعيف و مستضعف بودند اگر امكانات نمىداشتند كه خدا اينها را معذّب نمىكرد . مىخواهد بگويد كه شما چرا به گروه اهل ايمان نپيوستيد ؟ چرا دعوت انبيا را نپذيرفتيد ؟ انبيا كه براى خير دنيا و آخرت شما آمده بودند .
حالا كه شما به گروه اهل ايمان نپيوستيد و همان دنبالهء مستكبرين را گرفتيد عذابى مثل عذاب آنها را هم بايد بچشيد .
- معناى مستضعف با ضعيف يكى است ؟
استاد : بله ، اينجا يكى است ، براى اينكه نقطهء مقابل ضعيف و مستضعف هردو يكى است . اينجا هم كلمهء استكبار نقطهء مقابل « ضعيف » آمده . آنجا كه مىگويد مستضعف ، روى علت ضعيف بودن تكيه كرده .
- يعنى به ضعف كشيده شده .
هامش
( 1 ) اسراء / 15 .
( 2 ) انفال / 42 .