گروه تقسيم شدهاند : استضعافگرها و استضعاف شدهها ، سنت ما بر اين است كه استضعاف شدهها را پيشوا و وارث قرار بدهيم و استضعافگرها را به دست استضعاف شدهها درهم بكوبيم .
مفسرين گفتهاند نه ، عبارت
عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا
عام استغراقى نيست : « و اراده كردهايم و مىكنيم براى همهء گروههاى مستضعف در جهان » كه يك قانون كلى در جهان باشد و ملاكش استضعاف و استضعافگرى بشود ، بلكه
الَّذِينَ
اشاره به همان مستضعفهاى زمان فرعون است : ما بر آن مستضعفهاى زمان فرعون چنين اراده مىكنيم ، كه گفتهاند
نُرِيدُ
جملهء حاليه است از آن قسمت ، يعنى
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ . وَ نُرِيدُ
. . . اين كارها را مىكند و حال آنكه او دارد يك جور كار مىكند ، تقدير الهى در باطن كار ديگرى را مىكند ؛ او چنين مىكند و حال آنكه ما هم در همان حال اراده مىكنيم كه همان مستضعفين فرعون را امام و وارث و مسلط قرار بدهيم .
اگر بگوييم به چه دليل ؟ چرا مفسرين جمله را حاليه گرفتهاند و
« الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا »
را به قوم بنى اسرائيل اختصاص دادهاند و به صورت يك قاعدهء كلى تلقى نكردهاند ، مىگويند چون بعدش مىگويد :
وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ
. ما اراده مىكنيم كه اينها را مسلط كنيم و به فرعون و هامان و جنود آنها ( فرعون و هامان و جنودشان دو امر شخصى و دو فرد شخصى بودند ) [ نشان خواهيم داد آنچه را كه از آن مىترسيدند . ]
پس اين آيه اين مطلب را به صورت يك اصل كلى بيان نكرده است . اين نكتهء خيلى دقيقى است كه بايد توجه كرد . اگر به صورت اصل كلى باشد معنايش به اصطلاح فقها و اصوليين اين است كه ملاك استضعاف است . وعدهء خدايى و سنت الهى بر پيروزى چه كسانى است ؟ بر پيروزى مستضعفها از آن جهت كه مستضعف هستند ، يعنى ملاك استضعاف شدگى است . اما اگر آيه را به آن گونهء ديگر تفسير كنيم ،
وَ نُرِيدُ
را جملهء حاليه بگيريم و «
الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا
» را عهد بگيريم : بر آن كسانى كه فرعون استضعاف كرده بود ، آنوقت ملاك كلى به دست نمىآيد كه پيروزى مستضعفين در همهء عالم قانون كلى باشد ، بلكه ممكن است قانون كلى يك امر ديگرى باشد ، چه باشد ؟ آن آيه :
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ
« 1 »
.
ما الآن دو آيه داريم . به ظاهر اين دو آيه با دو ملاك مختلف بحث مىكند . در يك آيه به ظاهر ( يعنى اگر آيه را آن جور تفسير كنيم ) سنت الهى را يارى مستضعفين و پيروزى آنها بيان مىكند . در يك آيهء ديگر سنت الهى را بر پيروزى مؤمنين و كسانى كه عمل صالح مىكنند بيان كرده است . آنوقت در جايى كه مردمى هم مستضعفاند هم مؤمن و عمل صالح دارند ملاك كدام
هامش
( 1 ) نور / 55 .