شناخت تاريخ
- . . . اگر اينها اعتقاد دارند آزادى و عدالت خواهى و همهء خواستهها و احساسات و افكار زاييدهء دورهء تاريخى است كه بر مبناى ابزار توليد تعيين مىشود ، آيا آن آزاديخواهى و ليبراليسمى كه در دورهء تحول از فئوداليته به بورژوازى مطرح است ، به همين شكل در تحول از دورهء برده دارى به فئوداليته مطرح است ؟ اگر مطرح است پس آن حرف اول غلط است كه ابزار توليد تعيين كنندهء احساسات و افكار است ، و اگر مطرح نيست پس جنگهاى سياسى براى آزادى صورت نمىگيرد .
استاد : آنها مىگويند آزادى اقتصادى . نبايد بگويند آزادى اقتصادى ، منتها چون نمىتوانند آزادى را نفى كنند ، از طرفى هم اقتصاد را روى مكتب خودشان نمىتوانند نفى كنند ، كلمهء « آزادى اقتصادى » را آوردهاند . گفتهاند همهء جنگها براى آزادى اقتصادى بوده . حال آيا براى آزادى سياسى نبوده ؟
- همچنان كه مىفرماييد آزادى اقتصادى يعنى انگيزهء اقتصادى .
استاد : انگيزهء اقتصادى در واقع خود آزادى نيست . آزادى به آن معنايى كه آزاديخواهان مىگويند ، به عنوان يك امر انسانى مطرح مىشود ، يعنى به عنوان يك امر با ارزشى ماوراى ارزشهاى مادى ؛ مىخواهند بگويند زندگى فقط اين نيست كه شكم انسان سير باشد و تن انسان پوشيده باشد و مسكن انسان آماده باشد ؛ انسان احتياج دارد به آزادى بيان و به آزادى فكر ، آزادى انديشه ، آزادى