نظريهء فطرت
حال ما مىخواهيم ببينيم نقطهء مقابل اين نظريه چيست ، يا به عبارت ديگر مىخواهيم ببينيم نظريهء خودمان در اينجا چه از آب درمىآيد . گفتيم نظريهء ما نظريهء فطرت است و نظريهء خاصى است . در ذيل آيهء «
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
« 1 » آقاى طباطبايى يك بحث خيلى خوبى كردهاند ولى متأسفانه مختصر بحث كردهاند ، يعنى اگر با توجه به اين مسائل بحث مىشد [ جامعتر بود . ] اصول بحث خيلى عالى است ، اگر بيشتر رويش كار مىكردند و تشريح مىكردند خيلى بهتر از آب درمىآمد ، ولى اصل مطلب بحثى بسيار عالى است . ايشان راجع به اينكه دين فطرى است ( نه راجع به اينكه خصوص توحيد فطرى است ، آن را در جاى ديگر بحث كردهاند ، چون اينجا دارد :
لِلدِّينِ حَنِيفاً
) يك بحثى تحت اين عنوان طرح كردهاند كه در طبيعت به طور كلى هر موجودى كه استعداد يك كمالى و يك تكاملى را دارد مجهز است به جهازاتى كه با آن جهازات بتواند مسير خودش را طى بكند ، و از يك نوع هدايت « 2 » طبيعى و ذاتى در درون خودش برخوردار است به سوى مقصدى كه براى آن مقصد آفريده شده است . به عبارت ديگر و به اصطلاحى كه امروز زيست شناسها آوردهاند : تكاملِ هدايت شده . بهطور كلى اصلًا تكامل هميشه هدايت شده است . قرآن در آيات متعددى روى اين مطلب تكيه دارد كه خدا هر موجودى را كه آفريده است از خلقتش - يعنى از چيزهايى كه به او از نظر وجودى بايد بدهد و امكان آن و استعدادِ داشتنش را دارد - به او داده است و او را در همان مسير خودش هدايت كرده است . اينجا دو مطلب است : يكى اينكه خداوند به هر موجودى آنچه را كه لياقت و امكان و شايستگى آن را دارد داده است ؛ يعنى آن نظامى كه در درونش دارد . ديگر اينكه آن را براى آيندهاش هدايت كرده است .
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
« 3 »
.
دو مطلب است :
أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ
يك مطلب است ،
ثُمَّ هَدى
مطلب ديگرى است .
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى . الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى . وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى
« 4 »
.
يا آيهء
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ
« 5 »
.
ايشان به اين آيات استدلال مىكنند .
انسان در عالم خودش از يك نوع هدايتهاى متناسب با ساختمان خودش بهرهمند است . آيهء
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها . فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها »
« 6 » نوعِ هدايتى كه انسان شده است درآنچه كه براى او
هامش
( 1 ) روم / 30 .
( 2 ) روى اصل هدايت تكيه شده است .
( 3 ) طه / 50 .
( 4 ) اعلى / 1 - 3 .
( 5 ) عبس / 20 .
( 6 ) شمس / 7 و 8 .