- رهبران سوسياليسم يكى سيسيموندى بود يكى سن سيمون ، كه ماركس در عين اين كه آمد يك سوسياليسم علمى بيان كرد ولى بسيارى از افكار خودش را از اينها گرفت كه مىگويد :
« از سيسيموندى انديشهء اساسى مربوط به تضادهاى درونى سرمايه دارى يعنى هرج و مرج ، بحران ، تمركز ثروت و فقر عمومى فزاينده را اخذ خواهند كرد » يعنى در نظريهء ماركسيستى اين قسمتها اگر بيان شود اينها را از اين فرد گرفتهاند .
استاد : يكى از اصولى كه اينها بيان مىكنند همان مسئلهء تضاد درونى سرمايه دارى است كه منجر به هرج و مرج و بحرانها مىشود و زمينه را براى انقلاب كارگرى به وجود مىآورد . مىخواهد بگويد اين را از سيسيموندى گرفت .
- « و از آثار سن سيمون نظريهء جبر اجتماعى را اخذ خواهند كرد . »
استاد : كه همان جبر تاريخ باشد .
- « و به ويژه انديشهء ضد دولت گرايى را كه مطابق آن حكومت بايد تسليم « سازمان » اقتصادى شود . »
استاد : مسئلهء نقش دولت كه اينها گفتند ، كه هنوز هم به آن نرسيدهاند .
- « فوريه انتقاد خود را در زمينهء مبادلات برايشان به ارمغان خواهد آورد . »
استاد : يعنى اين جهت را هم از او استفاده كردند .
- « پرودون ناجى گرايى پرولترى را ، بلانكى انتظار شورآميز آنان را در مورد وقوع يك انقلاب قهرآميز شدت خواهد بخشيد . »
استاد : اينها تقريباً مواد فكرى اصلى بود .
- و مىگويد : « از قضا اين ديدگاه نوين با تغييرات بزرگ فكرى و اخلاقى ميان قرن نوزدهم به
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٦٥