است و غير از اين چيزى نيست ، خصوصيت محيط و خصوصيت مغز هرگونه باشد جبراً قضاوت آن گونه است و نمىتواند غير از اين باشد ، پس مسئلهء تصحيح خطا و اين حرفها همه حرف مفت است .
- مىگويد : « كروچه اعلام داشت كه « تمام تاريخ تاريخ معاصر است . » و در پاورقى مىگويد :
متن كامل گفتهء معروف فوق بدين شرح است : « مقتضيات عملى كه زمينهء هر قضاوت تاريخى را تشكيل مىدهند به همهء تاريخ كيفيت « تاريخ معاصر » مىبخشند ، چون حوادث هر چقدر هم قديمى به نظر رسند اشارهء تاريخ در حقيقت به حوائج و موقعيتهاى كنونى است كه حوادث مورد بحث در آن نوسان دارند . » از اين اشكال چگونه اينها فرار مىكنند ؟
استاد : نمىتوانند از اين اشكال فرار كنند و لهذا نظريهء « اصالت جامعه » به اين شكلى كه مىگويند ، حتماً نظريهء غلطى است . با اينكه ما به اعتباريت جامعه قائل نيستيم و براى جامعه واقعاً اصالت قائليم ولى در عين حال شخصيت هم براى فرد قائل هستيم و مسئلهء فطرت كه در اسلام آمده همين است .
- اين كه هر دو را قبول دارد ؛ نمىخواهد بگويد اصالت با جامعه است و فرد هيچكاره است .
استاد : چرا ، حرفش همين است .
- آنجا كه مىگويد مورخ خودش كار مىكند بالاخره يك شخصيتى براى او قائل است .
استاد : مىگويد « مورخ به عنوان يك پديدهء اجتماعى » . اينها تصورشان از مورخ يك پديدهء اجتماعى است كه خودش ساختهء اجتماع و صد درصد محكوم و مجبور اجتماع است . نمىگويد مورخ وجود ندارد ، [ مىگويد ] مورخ وجود دارد ولى اين مورخى كه شما مىبينيد خودش يك پديدهء اجتماعى است و صد درصد ساخته شدهء اجتماع است و قضاوتش محكوم به وضع اجتماعى اوست .
- اين نظريه را از روى اصلش رد نمىكنيم ، از روى عوارضش رد مىكنيم ، مثلًا با بحث شخصيت و بحث حقيقت و . . .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٣٧