تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 1015

مساهمون:

ص١٠١٥

1 نبرد حق و باطل در قرآن

در دنبالهء بحث جلسهء پيش باز روى اين مطلب تأكيد مىكنيم كه در جهان بينى توحيدى اصالت قائل شدن براى شر ، ظلمت ، باطل ، عبث و اين گونه امور امكان پذير نيست يعنى اينها با جهان بينى توحيدى سازگار نيست . جهان بينى توحيدى اساس خلقت را بر خير و حسن و نيكى مىداند كه در آيه‌هايى از قبيل
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
« 1 » يا :
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ
« 2 » روشن است ، و بعلاوه منطقاً همچنين است . اين مسئله يكى از مهمترين و عميقترين مسائل الهيات است و از يك نظر مشكلهء خيلى بزرگى است كه بسيارى در همين جا لغزيده و به ماديگرى گرايش پيدا كرده‌اند يعنى گفته‌اند كه اگر عالم چنان مبدئى داشته باشد كه الهيون مىگويند ( مبدأ مستجمِع جميع صفات كماليه ) بايد خلقت ، خير محض و حق محض و نور محض باشد و حال آنكه ما در خلقت اين جور نمىبينيم . ما خلقت را لااقل مخلوطى از ايندو مىبينيم « 3 » و جهان موجود جهان مطلوب نيست ( تعبيرى كه بعضى به كار مىبرند ) . اگر جهانِ مطلوب مىبود بايد به گونهء ديگرى مىبود . ما اينها را در عدل الهى تا حد زيادى مطرح كرده‌ايم .

تقرير مطلب به زبان حكمت الهى

جوابى كه الهيون مىدهند ، نه فقط به عنوان يك جواب براى اينها ، بلكه اصلًا حل مسئله فى حد
هامش
( 1 ) سجده / 7 . ( 2 ) طه / 50 . ( 3 ) عده‌اى بيش از اين مقدار مىگويند .