فرمودند : عنسى كشته شد و قتل وى به دست مبارك كه از يك خانوادهء مبارك مىباشد واقع گرديده است . مسلمانان از حضرت رسول صلى الله عليه و آله پرسيدند : كدام مرد وى را كشت ؟ فرمود : فيروز .
ايام حكومت و رياست اسود در يمن و نواحى آن سه ماه به طول انجاميد .
فيروز گويد : چون اسود را كشتيم ، اوضاع و احوال به صورت عادى درآمد و مانند روزهاى قبل از وى بار ديگر امن و آرامش سرزمين يمن را فرا گرفت . معاذبن جبل كه از طرف پيغمبر صلى الله عليه و آله امام جماعت اهل يمن بود و در دورهء اسود خانه نشين شده بود ، بار ديگر دعوت شد كه نماز را از سرگيرد و اقامهء جماعت كند . ما از هيچ چيز باك نداشتيم جز اندكى از سواران طرفدار اسود كه در اطراف يمن پراكنده شده بودند . در اين هنگام كه اوضاع و احوال آرام شده بود ، خبر درگذشت نبى اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و بار ديگر آرامش به هم خورد و رشتهء امور از هم گسيخته گرديد .
مبارزهء ايرانيان يمن با گروهى از مرتدين عرب .
قيس بن عبد يغوث كه با فيروز و ساير ايرانيان مقيم يمن با اسود كذاب مبارزه مىكردند ، پس از درگذشت حضرت رسول مرتد شد و با فيروز به جنگ پرداخت . قيس بن عبد يغوث تصميم گرفت كه نخست فيروز را بكشد ، زيرا فيروز با كشتن كذاب عنسى در ميان مردم يمن شهرتى به هم رسانيده بود و اهميت فوق العادهاى برايش قائل بودند .
قيس با حيله و مكر و نقشههاى شيطانى فيروز را مستأصل كرد و بار ديگر اوضاع و احوال يمن مخصوصاً اوضاع مسلمانان ايرانى پريشان شد و مسلمانان هستهء مركزى و نگهبان حقيقى و فداكار خود را از دست دادند .
قيس بن عبد يغوث در يمن از سه نفر مسلمان كه هر سه ايرانى بودند ترس و واهمه داشت و اينان عبارت بودند از : فيروز ، دادويه و جشيش ديلمى .
هنگامى كه خبر ارتداد قيس بن عبد يغوث به مدينه رسيد ، ابوبكر كه تازه به خلافت رسيده بود ، به چند نفر نامه نوشت كه از فيروز و مسلمانان ايرانى كه موجب هلاك اسود كذاب شدند پشتيبانى كنند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 90
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٩٠