مسلكهاى بزرگ جهان ، آن اندازه كه در سرزمينهاى ديگر مورد استقبال قرار گرفتهاند در سرزمين اصلى كه از آنجا ظهور كردهاند مورد استقبال قرار نگرفتهاند .
مثلًا حضرت مسيح عليه السلام در فلسطين ( منطقهاى از مشرق زمين ) به دنيا آمد و اكنون در مغرب زمين بيش از مشرق ، مسيحى وجود دارد . اكثريت عظيم مردم اروپا و آمريكا مسيحى هستند ؛ آنها حتى از لحاظ قاره و منطقه نيز با حضرت مسيح جدا هستند .
برعكس ، خود مردم فلسطين يا مسلمانند يا يهودى ؛ اگر مسيحى وجود داشته باشد بسيار كم است . آيا مردم اروپا و آمريكا نسبت به دين مسيح احساس بيگانگى مىكنند ؟ .
من نمىدانم چرا خود اروپاييان كه القاكنندهء اين افكار تفرقه انداز هستند هرگز دربارهء خودشان اينجور فكر نمىكنند و فقط به ابزارهاى استعمارىشان اين افكار را تلقين مىكنند . اگر اسلام براى ايرانى بيگانه است ، مسيحيت نيز براى اروپايى و آمريكايى بيگانه است .
علت روشن است ؛ آنها احساس كردهاند كه در سرزمينهاى شرقى و اسلامى فقط اسلام است كه به صورت يك فلسفهء مستقل زندگى به مردم آنجا روح استقلال و مقاومت مىدهد ، اگر اسلام نباشد چيز ديگرى كه بتواند با انديشههاى استعمارى سياه و سرخ مبارزه كند وجود ندارد .
بودا نيز - چنان كه مىدانيم - در هند متولد شد ، اما ميليونها نفر مردم چين و سرزمينهاى ديگر به آيين وى گرويدهاند .
زرتشت اگرچه آيينش توسعه پيدا نكرد و از حدود ايران خارج نشد ولى با اينهمه ، مذهب زرتشتى در بلخ بيشتر رواج يافت تا آذربايجان كه مىگويند مهد زرتشت بوده است .
مكه نيز كه مهد پيغمبر اسلام بود ، در آغاز اين دين را نپذيرفت ولى مدينه كه فرسنگها از اين شهر فاصله داشت از آن استقبال كرد .
از بحث در مذاهب خارج مىشويم و مرامها و مسلكها را در نظر مىگيريم .
معروفترين و نيرومندترين مسلك اصطلاحى در دنياى امروز « كمونيسم » است .
كمونيسم در كجا پيدا شد و از چه مغزى تراوش كرد و چه ملتهايى آن را پذيرفتند ؟
كارل ماركس و فردريك انگلس دو نفر آلمانى بودند كه پايهء كمونيسم امروز را ريختند . كارل ماركس اواخر عمر خود را در انگلستان گذراند . پيش بينى خود
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 71
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧١