درگذشته است .
3 . احمد جامى ، معروف به ژنده پيل . از مشاهير عرفا و متصوفه است . قبرش در تربت جام ( نزديك سرحد ايران و افغانستان ) معروف است . از اشعار او در باب خوف و رجا اين دو بيتى است :
غرّه مشو كه مركب مردان مرد را * در سنگلاخ باديه پيها بريدهاند
نوميد هم مباش كه رندان جرعه نوش * ناگه به يك ترانه به منزل رسيدهاند
و هم او در رعايت اعتدال در امر انفاق و امساك گفته است :
چون تيشه مباش و جمله برخود متراش * چون رنده ز كار خويش بىبهره مباش
تعليم ز ارّه گير در كار معاش * چيزى سوى خود مىكش و چيزى مىپاش
احمد جامى در حدود سال 536 درگذشته است .
4 . عبد القادر گيلانى . تولدش در شمال ايران بوده و در بغداد نشو و نما يافته و در همان جا دفن شده است . بعضى او را اهل « جيل » بغداد دانستهاند نه اهل « جيلان » ( گيلان ) . از شخصيتهاى جنجالى جهان اسلام است . سلسلهء قادريه از سلاسل صوفيه منسوب به اوست . قبرش در بغداد معروف و مشهور است . او از كسانى است كه دعاوى و بلندپروازىهاى زياد از او نقل شده است . وى از سادات حسنى است . در سال 560 يا 561 درگذشته است .
5 . شيخ روزبهان بقلى شيرازىكه به « شيخ شطاح » معروف است ، زيرا شطحيات زياد مىگفته است . اخيراً بعضى كتب او وسيلهء مستشرقين چاپ و منتشر شده است .
اين مرد در سال 606 درگذشته است .
قرن هفتم
اين قرن عرفاى بسيار بلند قدرى پرورانده است . ما عدهاى از آنها را به ترتيب تاريخ وفاتشان نام مىبريم :
1 . شيخ نجم الدين كبراى خوارزمى . از مشاهير اكابر عرفاست . بسيارى از سلاسل به او منتهى مىشود . وى شاگرد و مريد و داماد شيخ روزبهان بقلى شيرازى بوده